عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

همين كه اين خبر به هارون رسيد ، گفت : نزد او رويم باشد كه دينار بپذيرد ، فضل مى گويد : ما رفتيم ،
همين كه فضيل ما را شناخت ، بيرون آمد و به روى خاك نشست ، هارون نيز نزد او نشست و لب به سخن گشود  
اما وى پاسخ نمى داد ، ما در اين حالت بوديم كه كنيزكى زنگى بيرون آمد و فرياد زد : از ديشب شيخ را
آزار مى دهيد ، برخيزيد و برويد ، ما برخاستيم و رفتيم .
ابوالمحاسن درباره ترس فضيل از مقام خد ، حكايتى از قول بشر حافى بدين مضمون آورده ، من با فضيل در
حج بوديم ، تا نيمه شب با هم نشستن داشتيم ، سپس او برخاست و تا بامداد به طواف پرداخت ، گفتم : يا
ابو على آيا سر خفتن ندارى ؟ گفت : واى بر تو آيا كسى كه ذكر آتش دوزخ را مى شنود ، روحش آرام است كه
بخوابد ؟!
در اين زمينه باز حكايتى بدين مضمون نقل شده : كه تيمور گوركانى يكى از خواصّ خود را نزد شيخ زين
الدين تايبادى فرستاد و استدعاى ملاقات كرد ، شيخ پاسخ داد ، مرا با امير مهمّى نيست ، تيمور به
ناچار خود به زيارت شيخ رفت ، شيخ زبان به نصيحت او گشود ، تيمور گفت : اى شيخ چرا پادشاه خود ملك
غياث الدين را ارشاد نكردى ، شيخ گفت : او را نصيحت كردم نشنيد ، ل جرم خداى تعالى تو را بر وى
گماشت ، و اگر تو نيز با بندگان خدا به عدل رفتار نكنى ديگرى بر تو مستولى خواهد شد ، تيمور پرسيد ،
آن كيست كه بر من مسلّط شود ، شيخ گفت عزرائيل ؟!
آرى اين چنين خوف ، كه محصول ايمان به قرآن و روايات است ، بازدارنده انسان از گناه در آينده ،
و علّت جبران معاصى در گذشته است ، و عارف هرگز از چنين خوفى جدا نيست .
قبل فهرست بعد5 ـ خوف از نقصان در عبادت
--------------------
قبل فهرست بعد
* 5 ـ خوف از نقصان در عبادت ، يا قلّت آن در برابر عظمت حق*
اين خوف ، يكى از عالى ترين مراحل كمال انسانى ، و از بهترين علل براى حركت بيشتر ، و به دست آوردن
مقام برتر است .
با كمك اين خوف ، انسان نسبت به عبادات و اطاعت از مول ، كوشش بيشترى خواهد كرد ، و سعى خواهد
نمود ، عباداتش واجد تمام شرايط باشد .
كسى كه قلبش به نور شناخت حقّ منوّر گردد ، و خداى خود را به حقيقت بشناسد ، و به عظمت و بزرگى او
راه برد ، البته عبادت خود را هرچند زياد و خالص باشد ، در جنب بزرگى او كوچك ديده ، وبلكه به حساب
نخواهد آورد !
راستى در برابر عظمت بى نهايت در بى نهايت او ، انسان دچار وحشت شده ، و براى جبران اين وحشت ناچار
است هرچه در توان دارد ، مصرف آن عزيز كند.
انسان با آشنايى به قرآن و معارف الهى ، به اين نتيجه خواهد رسيد ، كه علم حضرت دوست به هر چيزى محيط
است ، و هيچ ذرّه اى از ذرّات عالم هستى ، از دايره علم آن جناب بيرون نيست ، با اين آشنايى
و توجّه ، ناگهان به خود آمده و فرياد برمى دارد ، آه شايد در خدمت من و عبادت و اطاعتم نقص وقصورى
باشد كه من به خاطر محدود بودن علمم از آن بى خبرم ، و ممكن است اين نقص باعث شود كه عمل من مورد قبول
حبيب من نشود ، و يا اگر نقصى نداشته باشد ، عمل من در برابر بزرگى او ناچيز و يا هيچ است !! با اين
محاسبه انسان دچار خوف شديد مى شود، وبراى جبران آن دست به اطاعت وعبادت گسترده مى زند.
از نبىّ اكرم نقل شده ، وقتى در محراب عبادت مى ايستاد به پيشگاه حق عرضه مى داشت :
*ما عَرَفْناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ وَما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ .*
آن طور كه شايسته توست تو را نشناخته و به عبادت تو اقدام نكرده ايم !!
عاشق او هرچه به او نزديك تر مى شود ، به عظمت و جلال او بيشتر پى مى برد ، و در اين صورت دچار خوف
عظيم تر شده و عبادت خود را هرچند زياد باشد ناچيز مى بيند ، اين خوف به دنبالش كثرت عبادت هست ، تا
وقتى كه سالك به مقام قرب نايل شده ، و به وصال و لقاء محبوب مى رسد ، آن زمان است كه خوف او مبدّل
به امن گشته ، و به عالى ترين درجات انسانى رسيده است .

/ 1004