عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

يك درم است آنچه بدان بنده اى *** يك نفس است آنچه بدان زنده اى
هر چه در اين پرده نه ميخى است *** بازى اين لعبت زرنيخى است
سايه خورشيد سواران طلب *** رنج خود و راحت ياران طلب
حكم چو بر عاقبت انديشى است *** محتشمى بنده درويشى است
حجله همان است كه عذراش بست *** بزم همان است كه وامق نشست
حجله و بزم اينك تنها شده *** وامقش افتاده و عذرا شده
صحبت گيتى كه تمنا كند *** با كه وفا كرده كه با ما كند
هر ورقى چهره آزاده اى است *** هر قدمى فرق ملك زاده اى است
گفته گروهى كه به صحرا درند *** كى خنك آنان كه به دريا درند
وان كه به دريا در سختى كش است *** نعل در آتش كه بيابان خوش است
چون نظر عقل به غايت رسيد *** دولت شاهى به نهايت رسيد
غافل منشين ورقى مى خراش *** گر ننويسى قلمى مى تراش
با نفس هر كه درآميختم *** مصلحت آن بود كه بگريختم
هست در اين دايره لاجورد *** مرتبه مرد به مقدار مرد
لعبت بازى پس اين پرده هست *** ورنه بر او اين همه لعبت كه هست
ديده و دل محرم اين پرده ساز *** تا چه برون آيد از اين پرده باز
ختم سفيدى و سياهى توئى *** محرم اسرار الهى توئى
راه دو عالم كه دو منزل شده است *** نيم ره يك نفس دل شده است
تن چه بود ريزش مشتى گل است *** هم دل و هم دل كه سخن در دل است
بنده دل باش كه سلطان شوى *** خواجه عقل و ملك دل شوى
سرو شو از بند خود آزاد باش *** شمع شو از خوردن خود شاد باش
بر در او شو كه ازينان به اوست *** روزى از او خواه كه روزى ده اوست
هر چه خلاف آمد عادت بود *** قافله سالار سعادت بود
خاك تو آميخته رنج هاست *** در دل اين خاك بسى گنج هاست
زآمدنت رنگ چرا چون مى است *** كامدنى را شدنى در پى است
جهد بدان كه خدا را شوى *** خود نپرستى و هوا را شوى
خاك دلى شو كه وفائى دروست *** وز گل انصاف صفائى در اوست
-حكمت : در تحليه و صفات روحانى-
در رساله شريف لقاء الله صفحه چهل و هشت در باب اين حقيقت بسيار مهم مى خوانيم :
چون سالك در اثر مجاهدت و توفيق ربانى از قسمت اول كه تنزيه و تطهير باطن از صفات خبيثه و مكروهه
بود فراغت پيدا كرد ، و توانست در اين جهت تسلط و حكومت خود را بر جنود شيطانى و قواى او به دست
آورد ، اتصاف به صفات روحانى شروع مى شود .
بطورى كه معلوم گرديد ، صفات رذيله خبيثه ، به مناسبت و به اقتضاى زندگى مادى محدود تاريك صورت
مى گرفت ، و هر چه سالك از تعلق و وابستگى و محبت حيات دنيا منقطع گرديد ، زمينه براى حيات آخرت
و روحانى و نورانى فراهم مى شود .
در اينجا سالك از مضيقه و محدوديت عالم مادى تخلص پيدا كرده ، و وارد مى شود به جهان وسيع روشن
روحانى .
اينجا منزل منور و آزاد و دور از ابتلائات و قيود جهان مادى بوده ، و مسافر آن با كمال انبساط روحى
و آزادى در عمل و روشنائى محيط و امن خاطر و دور از
اضطراب و وحشت و ناملائمات و ابتلائات عالم ماده زندگى كرده ، و مهياى آموزش و شناسائى معارف
الهى و حقايق غيبى و جذبات روحانى خواهد شد .
پس به مقتضاى خصوصيات و صفاتى كه براى عالم روحانى هست صفاتى در قلب انسان پديد و آشكار مى شود .

/ 1004