عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

حاكم و حكم كننده شما روز قيامت خداست .
در آن روز حيات حقيقى و پاينده ظاهر شده ، و حقيقت و احكام حق بدون كوچكترين پرده و پوشش اجرا
مى گردد ، پس اضطراب و وحشت و تزلزل و ترديد و شك و آرزوهاى بيهوده و هوسهاى باطل و عجله
و بى طاقتى از ميان برداشته شده . و صفات اطمينان و صبر و يقين و سرور و حيات و تفكر و ادب جارى
مى شود .
1 ـ سوره طه (20) : 108 .
2 ـ سوره طارق (86) : 9 ـ 10 .
3 ـ سوره نسا (4) : 141 .
*) وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ
الْمُفْلِحُونَ ((1) .*
وزن و سنجش در آن روز حق است و كسانى كه موازين سنگين دارند رستگارانند .
*) وَإِنَّ الدَّارَ الاْخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ((2) .*
و عالم آخرت عالم زنده اى است اگر متوجه باشيد .
در آن روز نفوس مطمئن كه در مقام حق و روحانيت پا برجا و برقرار شده اند ، مستعد لقاى پروردگار
بوده ، و در جهان روحانى با كمال توجه و علاقه و خلوص نيت ادامه زندگى مى دهند . و به اقتضاى اين
حالت صفات توكل و تفويض و تسليم و رضا و اخلاص و انبساط و فنا و شهود و ارتباط پيدا خواهد شد .
*) يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً
مَرْضِيَّةً ((3) .*
اى نفس مطمئن برگرد بسوى پروردگارت به حالت خشنودى كه مورد رضاى حق هستى .
حكيم شفائى اصفهانى در فضايل انسان كامل و اينكه هر انسانى لايق عالم ملكوت و بزم روحانى است
مى فرمايد :
اى تو آئينه تجلى ذات *** نسخه جامع جميع صفات
در نمود تو ذات مستور است *** ذات مخفى صفات مذكور است
هم تو مخصوص لطف كرمنا *** هم تو منصوص علم الاسماء
خلقت ايزد بصورت خود كرد *** دست ساز محبت خود كرد
دادت از جامه خانه تكريم *** خلقت خاص احسن التقويم
جز تو كس قابل امانت نيست *** وان امانت بجز خلافت نيست
زان تو را كار مشكل افتادست *** كه صفاتت مقابل افتادست
اين ظلومى چو از تو يافت حصول *** لقبت كرد كردگار جهول
تا ابد زين خطر ملومى تو *** هم جهولى و هم ظلومى تو
بتو از ملك ماه تا ماهى *** نامزد شد خليفة اللهى
مرحبا اى خليفة الرحمن *** حبذا اى وديعة السبحان
افضل از زمره ملك زآنى *** كه ولايت بتوست ارزانى
معتدل بود چون مزاج جهان *** از وجود تو يافت در تن جان
زنده از توست شخص عالم پير *** گر نمانى تو مى نماند دير
تا تو را پرده تو ساخته اند *** عالم از كرده تو ساخته اند
هر چه در آسمان گردان هست *** در تو چيزى مقابل آن هست
نسخه عالم كبير توئى *** گرچه در آب و گل صغير توئى
كبرياى تو از ره ديگر است *** از تو جز وى جهان مختصر است
جنس عالى يكان يكان منزل *** طى كند تا رسد سوى سافل
غايت اين تنزل انسان است *** برزخى بر وجوب و امكان است
وحدت از مطلعت هويدا شد *** در تو گم گشت و از تو پيدا شد

/ 1004