عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و لذا شايسته است بالمرء غفلت از امور مزبوره نموده و به هيچ وجه التفات به امورات مذكوره ننمايد
و اگر من باب ضعف نفس قهراً التفات به امورات مزبوره بشود . چون نه از او و نه از غير او جز از حضرت حق
جل و علا كارى برنمى آيد ، پس امورات خود را تسليم و تفويض به حضرت او جل و علا نمايد .
به جد و جهد چو كارى نمى رود از پيش *** به كردگار رها كرده به مصالح خويش
بر بنده بندگيست و روزى و ساير مصالح بر عهده آقاى اوست ، و اقبح قبائح دست بر داشتن از بندگى
و اهتمام او در امور خويش ( بالاستقلال و بدون توكل و هماهنگى با دستورات الهى در كليه امور )
مى باشد .
پس لازم و واجب بر طالب حق ، كمال اهتمام است در اطاعت و بندگى و رفتن به حضور و دربار او جل و علا
به كمال شوق و تضرع و تذلل و ابتهال و چون توجه به حضرت او به قلب است و حضور و ظهور و جلوه گاه او
جل جلاله قلب است ، بلكه در تمام موجودات مظهرى و مجلائى اتم و اكمل از قلب مؤمن براى او جل و علا
نيست كه :
*لا يَسَعُني أرْضي وَلا سَمائي بَلْ يَسَعُني قَلْبُ عَبْدِىَ الْمُؤمِنُ .*
آسمان بار امانت نتوانست كشيد *** قرعه فال بنام من ديوانه زدند
*) إِنَّا عَرَضْنَا الاَْمَانَةَ عَلَى السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن
يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الاِْنسَانُ ((1) .*
كمال اهتمام طالب بعد از توجه به حضرت حق جل و علا كه تعبير از آن به ذكر مى شود ، معرفت و نفس است ،
كه تعبير مى شود به تفكر و انفس كه :
*مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ .*
) وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلاَ تُبْصِرُونَ ((2) .
*) سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الاْفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ
الْحَقُّ ((3) .*
لهذا طالب حق را بغير از دل و دلبر كارى نيست ، بلى من باب المقدمه بر او لازم است تطهير و تنظيف قلب
از ارجاس و انجاس كه مقصود اخلاق رذيله بوده باشد ، بلكه از ما سواى حق جلا و علا كه تعبير از آن
مى شود به تخليه و آرايش قلب و صيقل دادن آن است به اطاعات و عبادات و صفات حسنه و اخلاق كريمه تا
قابليت ظهور حضرت حق جل و علا را بيابد كه تعبير از آن مى شود به تجليه و تحليه .
*) إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ
تَطْهِيراً ((4) .*
فدايت اگر عمل كنى همين قدر بس است ، و اگر عاملى نباشد درد و غصه در دل باشد بهتر از آن است كه عبث
اظهار كند ، و كسى گوش به درد دل او نكند .
1 ـ احزاب (33) : 72 .
2 ـ زاريات (51) : 21 .
3 ـ فصلت (41) : 53 .
4 ـ احزاب (33) : 33 .
خيز و ز شهر اغنيا خيمه بملك فقر زن *** تا به سپهر بركشى ماهچه توانگرى
ساغر بزم بيخودى دركش و درگذر زخود *** تا كندت بر آسمان ماه دو هفته ساغرى
منزل يار را بود وادى نفس نيم ره *** كى برسى به يار خويش ار تو ز خويش نگذرى
اى كه ز پست فطرتى مركب ديو گشته اى *** كوش كه بر فلك زنى طنطنه برابرى
با همه كبر و سركشى هست زچاكران تو *** آنكه تو بسته اى ميان بر در او به چاكرى
توشه راه خويش كن تا نگرفته باز پس *** عاريه هاى خويش را از تو سپهر چنبرى
قافله وقت صبحدم رفت و تو ماندى از عقب *** بر سر راه منتظر راهزنان لشگرى
تن بره اى است بس سمين گرگ فناش در كمين *** از پى قوت خصم خود اين بره را چه پرورى
نفس خداپرست تو دشمن جان بود تو را *** بيهده ظن دشمنى بر دگران چرا برى

/ 1004