عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

و تبديل حيات به مرگ اصلا معنا ندارد .
آرى ديگرى اين موجودات گوناگون و شگفت انگيز را آفريده ، و هم اوست كه كارگردان همه آنان است ،
و تو سخت نيازمند به شناخت او و صفات حضرت او هستى .
خردهاى بى پرده ، انديشه هاى صحيح ، همه و همه بدون چون و چرا به صانع و فاطر و خالق معترفند
و اين حقيقت را كه اصل همه حقايق است تصديق دارند .
چيزى كه هست در ذات و ماهيت و صفاتش به خاطر اختلاف در مسير اختلاف دارند ، و اين اختلاف هم با رجوع
به سفيران حقيقى او يعنى انبيا و ائمه بدون ترديد قابل علاج است ، در هر صورت اصل مسئله را عقلا
و انديشمندان و متفكران با توجه به وضع خود و پدران و مادران خود و ساير موجودات انكار ندارند .
پسرم ، من وقتى به ساختمان محكم وجود خودم دقت مى كنم ، ساختمانى كه عقل عقلا را حيران كرده ،
مى بينم از جواهر و اعراض ، عقل ملكوتى ، و نفس و روح ساخته شده ام .
آيا اين جواهر و اعراض ، و عقل و نفس و روح ، خودشان در خلقت و تركيب و شئون حياتى من دخالت
داشتند ؟
فكر مى كنم ، دقت مى نمايم ، پى جوئى مى نمايم ، انصاف مى دهم ، مى بينم خود آنان به زبان حال به
من مى گويند : ما عين عجز و فقريم و اگر در خلقت و آفرينش تو دخالت داشتيم ، اين همه برنامه هاى
جديد و تغييرات و دگرگونى ها در تو معنا نداشت .
اينان همه فرياد مى زنند : ما را در اين همه تدبيرهاى گوناگون در آفرينش تو دستى نيست .
عقل و روح و نفس به زبان حال مى گويند : تو مى دانى كه بر ما نسيان و مرگ و ذلت و سستى عارض
مى شود ، و اين همه معلول اين است كه ما در حكومت ديگرى بسر مى بريم ، حكومتى كه ما را از نقص به
كمال و از كمال به نقص مى كشاند ، و به هر صورتى كه اراده كند در ما ايجاد ديگرگونى مى كند .
فرزندم چون اين حقيقت را يافتى كه جواهر و اعراض و عقول و نفوس و اروح در همه موجودات در عجز و فقر
مساوى اند ، به حق و حقيقت روشن مى شود ، كه براى جميع آفريده ها آفريننده اى هست ، كه از هر گونه
عجز و فقرى كه در موجودات هست پاك و منزه است و هيچ گونه تغيير و تبديل و تحول و ديگرگونى كه از
عوارض ما ضعيفان و فقيران است در وجود مقدس او راه ندارد ، اگر راه داشت ، او هم مانند ما محتاج
و فقير بود ، و محتاج و فقير نمى تواند كارگردان اين خانه با عظمت هستى و آفريده هاى گوناگونش
باشد .
در زمينه شناخت خدا و يقين پيداكردن به حضرت او ، و رسيدن به حريم معرفت حضرتش از شما دعوت مى كنم
به آيات : 164 سوره بقره ، 95 تا 99 سوره انعام ، 5 و 6 سروه يونس ، 3 تا 4 سوره رعد ، 66 تا 69 سوره نحل ، 20 تا
25 سوره روم 3 تا 5 سوره مباركه جاثيه مراجعه كنيد .
چون از طريق قرآن و دانش رسول الله و علوم ائمه ، كه آسان ترين راه ، و سهل ترين طريق ، و بهترين
و محكمترين مسير است به حضرت رسالت ، امامت ، ملائكه ، هدايت ، قيامت مطرح است رجوع كنيد ، تا با
پيوند خوردن به آيات توحيد ، و آيات ديگر قلب شما از تمام بيماريهاى مهلك شك و ترديد ، وسوسه
و اغراض ، قساوت و ظلمت ، دنائت و پستى ، و هز همه بدتر جهل و غفلت شفا يافته ، و به مأمن و امن
و به منطقه سلامت برسد ، در اين صورت است ، كه كارگردان وجود شما از طرفى گيرنده فيوضات ربانيه
مى شود و از طرف ديگر پخش كننده آن فيوضات به تمام اعضا و جوارح و به مردم ديگر .
در اينجاست كه بايد با تمام هستى بر خاك تواضع سر بگذارى ، و از پيشگاه مقدس او براى يافتن سلامت قلب
توفيق شكر بخواهى ، زيرا به نعمتى دست يافته اى كه در تمام آفرينش ما فوِ آن نعمت وجود ندارد .
بر تست كه هر لحظه براى حفظ اين سلامت ، كه منشأ سلامت در نفس و روح و اخلاق و عمل است بكوشى ،
و گاهى يا هميشه به وقت سحر برخيزى ، و در آن خلوت عاشقانه روى بر خاك گذارى و با تمام وجود در حال
زارى و اشك ريزى به محضر مقدس آنجناب عرضه بدارى :
اى باد برو اگر توانى  ***  برخيز سبك مكن گرانى
بگذر سحرى به كوى جانان  ***  درياب حيات جاودانى
بارى تو نه اى چو من مقيد  ***  از وى به چه عذر باز مانى

/ 1004