عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه قلب كسى خطور كرده .
امام ششم (عليه السلام) در ابتداى روايت ورع كه از مهم ترين روايات كتاب پر قيمت /« مصباح الشريعه »
/است مى فرمايد : تمام درهاى جوارح و اعضاى خود را از ورود هر نوع گناهى با قدرت ورع ببنديد ، و با
اين برنامه جلوى ورود هر نوع ضرر و خسارتى را به قلب كه خانه رحمان و عرش الله اكبر و جان هستى تست
با كمال قدرت بگير كه اگر خانه دل خراب شود ، بنيان سلامت اعضا و جوارح خراب شده .
قلب را كه محل معارف ، و چراغ پر فروغ الهى است ، از آلوده شدن به گناه و تيره گى حفظ كن ، كه اگر
درب گناه به روى اعضا و جوارح باز باشد ، نور ايمان در قلب خاموش مى شود و مرتبه و منزلت تو در
پيشگاه مقدس حضرت ربّ الأرباب پست مى گردد و در قيامت جز حسرت و ندامت محصولى بر نخواهى داشت ،
و بسبب بازبودن در گناه به روى اعضا و جوارح مرغ ملكوتى حيا از قفس وجود پر كشيده و ترا براى افتادن
به چاه هر گناهى آماده مى سازد ! !
چه بدبخت انسانى كه از حالت الهى ورع بى نصيب است ، و چه زبون و بيچاره آن نفس و جانى كه از نور ورع
بى بهره است ، بىورع همانند حصار و قلعه ايست كه در ندارد ، و از هر ديوارش روزنى براى ورود شياطين
باز است .
بيائيد با سوز دل و كمال اخلاص به بارگاه مقدس حضرت ذوالجلال بناليم ، و از آن منبع فيض بخواهيم كه
از فضل و رحمتش ما را به فضيلت ورع آراسته فرمايد ، تا از اين رهگذر به سعادت ابدى نائل آمده و از
شقاوت و پستى و بخصوص از عذاب فردا و رنج امروز در امان بمانيم .
به قول الهى آن عارف معارف الهيه ، و آن پارساى شب زنده دار ، و آن بلبل گلستان عشق :
چه خوش است يكشب بكشى هوا ر  ***  بخلوص خواهى زخدا خدا را
بحضور خوانى ورقى زقرآن  ***  فكنى در آتش كتب ريا را
شود آن كه گاهى بدهند راهى  ***  بحضور شاهى چو من گدا را
طلبم رفيقى كه دهد بشارت  ***  به وصال يارى دل مبتلا را
مگر آشنائى زره عنايت  ***  بخرد به خارى گل باغ ما را
فلكا شكستى دل عاشقان ر  ***  بچه روى بستى كمر جفا را
چو شكستى اين دل مشو ايمن از وى  ***  كه بسوزد آهش قلم قضا را
نه حريف مائى فلكا كه يارم  ***  شكند بنازى صف ما سوا را
بشكست رونق زبتان بت من  ***  زصنم بيار است حرم خدا را
نه براه كويش سفرى خرد ر  ***  نه بباغ حسنش گذرى صبا را
نه زدام شوِ تو رهد الهى  ***  نه بدرد عشقت اثرى دوا را
- ورع در آئينه روايات-
على (عليه السلام) مى فرمايد : رسول اسلام شب معراج از حضرت ربّ العزه از بهترين اعمال سئوال كرد ،
خداوند متعال مسائلى را در پاسخ به سئوال رسول جواب داد از جمله فرمود :
*يا أحْمَدُ إنْ أحْبَبْتَ أنْ تَكُونَ أوْرَعَ النّاسِ فَأزْهَدْ فِى الدُّنيا وَارْغَبْ فِى
الاْخِرَةِ .*
اى احمد اگر علاقه دارى پارساترين مردم باشى ، نسبت به دنيا زاهد و به آخرت مشتاِ باش .
عرضه داشت چگونه نسبت به دنيا زهد و رزم و به آخرت عشق بورزم ؟
خطاب رسيد ، خوردن و آشاميدن و لباست را از دنيا سبك بردار ، كه سبك  گيرى در اين امور مصونيّت
حتمى از گناه است ، و باعث بر حفظ حقوِ مردم ، فرداى خود ، از مال دنيا انباشته مكن و بر ذكر و ياد
من مداومت داشته باش .
عرضه داشت چگونه بر يادت مداومت كنم ؟ خطاب رسيد بيدار باش ، مردم ترا آن چنان مشغول نكنند كه مرا از
ياد ببرى ، از ترش و شيرين دنيا بپرهيز ، شكم و خانه را از غير ضرورت خالى دار ، مانند طفلان مباش
كه چون سبز و زرد دنيا را ببينند عشق ورزند ، و چون شيرين ترشش را بدست آرند مغرور گردند .
آرى ورع به معناى زيستن بدون گناه و تجاوز است ، و زندگى كردن توأم با عبادت و اطاعت و عشق ورزى به

/ 1004