شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی - نسخه متنی

علی اکبر مجاهدی؛ تهیه کننده: مرکز تحقیقات اسلامی سپاه

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید




  • سيهْ اژدها هُرم و افعى پرست
    و بر شانه اش ، مار كبراى مست
    پر از هُرم صحراى تفتيده بود



  • به چشمش ، سكوتى گران مى خزيد
    پر از هُرم صحراى تفتيده بود
    پر از هُرم صحراى تفتيده بود



O




  • شب رويش ناله ها از عطش
    شب سرخ آلاله ها، از عطش
    شبى ، چون رجزهاى نام آوران



  • نشان خطر داشت در دام شب
    شبى ، چون رجزهاى نام آوران
    شبى ، چون رجزهاى نام آوران



O




  • پر از موج شطِّ جنون در بغل
    پر از بوى فرياد خون ، در بغل
    نفير بلا، كربلا را گرفت



  • شبى مثل پهلوى شمشير سرخ
    نفير بلا، كربلا را گرفت
    نفير بلا، كربلا را گرفت



O




  • زمين كر شد از ناله كوس ها
    خطر آفرين ناى ناقوس ها
    نواى غم كودكان ، سرگرفت



  • به گوش فلك ، اضطرابى فكند
    نواى غم كودكان ، سرگرفت
    نواى غم كودكان ، سرگرفت



O




  • زمين و زمان جمله در تب نشست
    پريشان به گيسوى زينب نشست
    خطر، سايه افكند بر خيمه ها



  • نسيم سحر، مثل بهت شفق
    خطر، سايه افكند بر خيمه ها
    خطر، سايه افكند بر خيمه ها



O




  • و در كودكان ، اضطرابى عميق
    فرو رفته در كام خوابى عميق
    خدايى ترين بوى بيعت ، نشست



  • و چشمان ناباوران سحر
    خدايى ترين بوى بيعت ، نشست
    خدايى ترين بوى بيعت ، نشست



O




  • ز هفتاد و دو لاله ، در باغ دين
    به امداد فرياد: (هَل مِن معين)
    در آن دشت تبدار هنگامه خيز



  • به خون و عطش ، جمله پر پر شدند
    در آن دشت تبدار هنگامه خيز
    در آن دشت تبدار هنگامه خيز



O




  • فقط صحبت از خون و شمشير بود
    در اين سو: رجز، بانگ تكبير بود
    به ناگاه ، داغ زمين تازه شد



  • در آن سو: رجزهاى نامردمى
    به ناگاه ، داغ زمين تازه شد
    به ناگاه ، داغ زمين تازه شد



/ 151