شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی - نسخه متنی

علی اکبر مجاهدی؛ تهیه کننده: مرکز تحقیقات اسلامی سپاه

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید




  • به يكبار از اقتراحش فتاد
    حسين از سرِ ذوالجناحش فتاد(334)



  • حسين از سرِ ذوالجناحش فتاد(334)
    حسين از سرِ ذوالجناحش فتاد(334)



نـمـونـه هـاى زيـادى مـى تـوان از شـعـر آزاد عـاشـورايـى ارايـه داد، ولى بـه خـاطـر مجال اندك

اين بخش ، به نقل يك نمونه از اين قالب شعرى بسنده مى كند.

شـعـر آزاد، الزامـات خـاصّ به خود را دارد كه پرداختن به آنها تناسب چندانى با بحث ما نـدارد و

بـايـد بـررسـى فـنـّى آن را بـه فـرصـت ديـگـر و مـقـام ديـگـر موكول كرد.

(خـطّ خون)عنوان يك شعر آزاد عاشورايى است كه على موسوى گرمارودى در آفرينش آن از قدرت هاى بالاى

هنرى و توانايى هاى كلامى خود سود برده است :

درختان را دوست مى دارم

كه به احترام تو قيام كرده اند

و آب را

كه مَهر مادر توست

خون تو، شرف را سرخگون كرده است

شفق ، آينه دار نجابتت

و فلق ، محرابى

كه تو در آن نماز صبح شهادت گزارده اى

در فكر آن گودالم

O

كه خون تو را مكيده است

هيچ گودالى چنين رفيع ، نديده بودم

در حضيض هم ، مى توان عزيز بود

از گودال بپرس

شمشيرى كه بر گلوى تو آمد

O

هر چيز و همه چيز را در كائنات

به دو پاره كرد:

هر چه در سوى تو، حسينى شد

و ديگر سو، يزيدى .

اينك ماييم و سنگ ها

ماييم و آب ها

درختان ، كوهساران ، جويباران ، بيشه زاران

كه برخى يزيدى

و گرنه حسينى اند

خونى كه از گلوى تو تراويد

همه چيز و هر چيز را در كائنات به دو پاره كرد!

در رنگ !

اينك هر چيز: يا سرخ است

يا حسينى نيست !

آه اى مرگ تو معيار!

O

مرگت چنان زندگى را به سخره گرفت

و آن را بى قدر كرد

كه مردنى چنان

غبطه بزرگ زندگانى شد

/ 151