بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
خونتبا خونبهاى حقيقتدر يك طراز اِستادو عزمتِ ضامن دوام جهان شدكه جهان با دروغ مى پاشد ـو خون تو، امضاء (راستى)است .تو را بايد در راستى ديدOو در گياههنگامى كه مى رويددر آبوقتى مى نوشانددر سنگچون ايستادگى است .در شمشيرآن زمان كه مى شكافدو در شيركه مى خروشددر شفق كه گلگون استدر فلق كه خنده خون استدر خواستنبرخاستنتو را بايد در شقايق ديددر گل بوييدتو را بايد از خورشيد خواستدر سحر جستاز شب شكوفاندبا بذر پاشاندبا باد پاشيددر خوشه ها چيدتو را بايد تنها در خدا ديدهر كس ، هرگاه دست خويشاز گريبان حفيقت بيرون آوردخون تو از سر انگشتانش تراواستابديّت ، آينه اى است :پيش روى قامت رساى تو در عزمآفتاب ، لايق نيستو گرنه مى گفتمجرقّه نگاه توست .تو تنهاتر از شجاعتOدر گوشه روشن وجدان تاريخ