آن كه با موكب او قافله ها دل برود
وَز جمالش ، غم جان خارج و داخل برود
(آن چنان جاى گرفته ست كه مشكل برود!)(355)
در ركابش ، دل ديوانه و عاقل برود
(آن چنان جاى گرفته ست كه مشكل برود!)(355)
(آن چنان جاى گرفته ست كه مشكل برود!)(355)
چند گاهم ، حرم قرب خدا بود وثاق
(طاير گلشن قدسم ، چه دهم شرح فراق)
كه درين دامگه حادثه چون افتادم ؟!)(356)
از اميران حجازم نه اسيران عراق
كه درين دامگه حادثه چون افتادم ؟!)(356)
كه درين دامگه حادثه چون افتادم ؟!)(356)
مندان مى توانند براى آشنايى با اين گونه آثار وى ، به مجموعه آثار يغما مراجعه نمايند.ايـن نـوحـه عـاشـورايـى يـغـمـا كـه حـدود يـكـصـد و پـنـجـاه سـال از عـمر آن مى گذرد، هنوز
مشتاقان بسيارى دارد و مورد استفاده دسته هاى سينه زنى در ايـّام عـزادارى سـالار شـهـيـدان قـرار
مـى گـيـرد. بـار عـاطفى ، ساختار محكم لفظى و هـمـاهـنـگـى مـوسـيـقـى درونـى و جانبى آن به
ماندگارى اش كمك شايانى كرده است . به فرازهايى از آن توجّه كنيد:مى رسد خشكْ لب از شطّ فرات ، اكبر مننوجوان اكبر منسَيلانى بكن اى چشمه چشم تر من !نوجوان اكبر منكسوَت عمر تو، تا اين خم فيروزه نُمونلعلى آورده به خونگيتى از نيل عزا ساخت سيه معجر مننوجوان اكبر منتا ابد داغ تو اى زاده آزاده نهادنتوان برد ز ياداز ازل كاش نمى زاد مرا، مادر مننوجوان اكبر منتا مهِ روى تو اى بَدر عرب ! شمس عراق !خورد آسيب محاق (357)تيره شد روز پدر، گشت سيه اختر مننوجوان اكبر منگر برين باطله (يغما)! كَرَمِ شبه رسول (358)نكشد خطّ قبولخاك بر فرق من و كلك من و دفتر مننوجوان اكبر من (359)
يادى از ديگر پيشكسوتان نوحه عاشورايى
مـيـرزا مـوسـى مـكـلاّى طـالقانى نيز از پيش كسوتان نوحه هاى عاشورايى است . وى اين مـرثـيـه خـودرا ـ كـه بـه گـفـت و گـوى امـام حـسـيـن (ع) بـا جبرئيل اختصاص دارد ـ براى سينه زنى يكضرب سروده است
:
از چه منصور مَلك ! با آه شبگير آمدى ؟
از چه با فوج مَلك ! زوج ملك كردى نزول
كى فرشته با فرشتهْ آفرين ، بازى كند؟!
در مصاف روبهان ، بر يارى شير آمدى
گر به يارى آمدى خوب آمدى ، دير آمدى !...
موج درياى شهادت را، عنانگير آمدى ؟!
در مصاف روبهان ، بر يارى شير آمدى
در مصاف روبهان ، بر يارى شير آمدى