شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی - نسخه متنی

علی اکبر مجاهدی؛ تهیه کننده: مرکز تحقیقات اسلامی سپاه

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و بـه كـسـانى كه دل در گرو عشق شهداى كربلا دارند، ولى در برابر رخدادهاى زمانه خود بى تفاوتند،
(ايستاده مردن)را توصيه مى كند:




  • به پايمردى سقّاى كربلا سوگند
    همين پيام سواران ظهر عاشورا است
    پيام سرخ شهيدان راه حق اين است
    كه : در مصاف اجل ، ايستاده بايد مرد!



  • كه : با دو دستِ پر و بالْ داده ، بايد مرد
    كه : مرگ ، شايدمان گر پياده بايد مرد!
    كه : در مصاف اجل ، ايستاده بايد مرد!
    كه : در مصاف اجل ، ايستاده بايد مرد!



عذر تقصير:

و همو براى لحظاتى ، از چشم شهيدان هميشه شاهد روزگار ما به اين جماعت (لاشه خوار) مـى نـگرد كه با
پرداختن به (مردار)، حساب خود را براى هميشه از مردم هميشه در صحنه اين سامان جدا كرده اند:




  • اى لاشه خواران مردار! از خون پاك شهيدان
    ما شاهدان ، خونبهايى از جنس دنيا نداريم
    افسوس ، دلهاى سنگى ! از غم نصيبى نبرديد
    با آن كه مفهوم غم را، تعليم تان كرده بوديم



  • سهمى نداريد و، اى كاش تفهيم تان كرده بوديم
    پولى اگر در ميان بود تقديم تان كرده بوديم !
    با آن كه مفهوم غم را، تعليم تان كرده بوديم
    با آن كه مفهوم غم را، تعليم تان كرده بوديم



و بـا ايـنـان ـ كـه بـا فـاصله گرفتن از راه شهدا، در پيچ و خم راه زندگى مى لولند ـ حرفى نمى توان
گفت جز اين كه :




  • امروز اگر مثل ديروز، بد راه و كجرو نبوديد
    در طول اين راه پر پيچ ، تنظيم تان كرده بوديم



  • در طول اين راه پر پيچ ، تنظيم تان كرده بوديم
    در طول اين راه پر پيچ ، تنظيم تان كرده بوديم



و سـرانجام ، به خاطر اين بى تفاوتى ها و دستان خالى يى كه نصيب مان شده است ، از پيشگاه امام امّت ،
طلب بخشايش مى كند:




  • بر ما ببخشا اماما! دستان مان گر چه خالى است
    ما را دلى بود و، زين پيش تقديم تان كرده بوديم (172)



  • ما را دلى بود و، زين پيش تقديم تان كرده بوديم (172)
    ما را دلى بود و، زين پيش تقديم تان كرده بوديم (172)



جريان سرخ شهادت :

مـعـصـومـه سـادات نـبـوى بـا ايـن كـه تـمـاشـاگـر دسـت هـاى (بـوى خـاكْ گـرفـتـه)و ملول از (سجده
هاى خالى از خدا) است ، ولى بر اين باور است كه (كوله بار شهيدان)بر زمين نمى ماند، راه شهدا ادامه
دارد و خون لاله ها در رگْ رگ حيات ، جريان خواهد داشت :




  • دستمان ، چرا ديرى است بوى خاك را دارد؟
    از حوالى ايمان ، بوى رنگ مى آيد
    رفته اند... امّا، نه ! كوله بارشان باقى است
    در رگ حيات ما، خون لاله ها جارى است
    نام سبزشان آرى تا هميشه مى ماند
    رفته اند و، راهى سرخ پيش روى ما مانده است (173)



  • يادمان مگر رفته است : آسمان ، دعا، مانده است ؟!
    سجده هاى مان ـ حتّى ـ خالى از خدا مانده ست !
    بر زمين نمى ماند، شانه هاى ما مانده است
    شاخه گر چه خشكيده ، نسل ريشه جا مانده است
    رفته اند و، راهى سرخ پيش روى ما مانده است (173)
    رفته اند و، راهى سرخ پيش روى ما مانده است (173)



از كربلاى پنج تا كربلاى حسين (ع):

رضا معتمد بر اين باور است كه كربلاى پنج ريشه در كربلا دارد، و بايد در تداوم اين خطّ سرخ كوشيد:

/ 151