كوفه تا چه خواهد كرد در هجوم خنجرها؟
ورنه ، خم نخواهد ماند پشت ذوالفقار اينجا
ورنه ، خم نخواهد ماند پشت ذوالفقار اينجا
ورنه ، خم نخواهد ماند پشت ذوالفقار اينجا
دعا نشسته است :
اى زلال روحانى ! چشمهْ چشمه جارى شو
وى شكوه بارانى ! نم نمى ببار اينجا
وى شكوه بارانى ! نم نمى ببار اينجا
وى شكوه بارانى ! نم نمى ببار اينجا
در هجوم سنگستان ، ياد كن شهيدان را
پاره دلى بگذار روى هرمزار، اينجا
پاره دلى بگذار روى هرمزار، اينجا
پاره دلى بگذار روى هرمزار، اينجا
در ساحل سبز شهادت :
مـهـرى حـسـيـنـى در سـاحل سبز (شهادت)چشم به (دريا)يى دوخته كه بر روى نيزه ، جا گرفته است :
و سرخى ، گونه صحرا گرفته ست
كنار ساحل سبز شهادت
به روى نيزه ، دريا جا گرفته است
شقايق در شقايق ، پا گرفته ست
به روى نيزه ، دريا جا گرفته است
به روى نيزه ، دريا جا گرفته است
رقص شهادت :
زكـريـّا اخـلاقـى بـر اين باور ست كه جز شهيدان ، كسى به وجود واژه (ميلاد) در قاموس عاشورا پى نمى برد و راز اين تولّد دوباره را، درنمى يابد:
به معراج شجاعت ، جز شهيدان كس نمى بيند
ظهور واژه ميلاد در قاموس عاشورا
ظهور واژه ميلاد در قاموس عاشورا
ظهور واژه ميلاد در قاموس عاشورا
است :
مگر هنگامه رقص شقايق هاى عريان ست ؟
كه رنگين كرده پر در شطّ خون ، طاووس عاشورا!
كه رنگين كرده پر در شطّ خون ، طاووس عاشورا!
كه رنگين كرده پر در شطّ خون ، طاووس عاشورا!
عاشورا) تعبير كنند:
شهيدى جاودان ، از كربلاى خون مى افشاند
بر آريد از غلاف عشق ، تيغ شعله اى ياران !
كه بيند خصم دون ، تعبيرى از كابوس عاشورا(176)
به راه سرخ فردا، پرتو فانوس عاشورا
كه بيند خصم دون ، تعبيرى از كابوس عاشورا(176)
كه بيند خصم دون ، تعبيرى از كابوس عاشورا(176)
كُلُّ يومٍ عاشورا:
محمّد خليلى مذنب (جمالى) ، دامنه هر روز را، ادامه گستره عاشورا و گوشهْ گوشه زمين را پر از شورش كربلا مى بيند كه معطّر به عطر شهيد و منوّر به نور لايزالى حسين است و از حضور حماسه شگرف عاشورا در
تمامى عرصه هاى تاريخ خبر مى دهد و به تفسير هنرمندانه كُلُّ ارضٍ كربلا وَ كُلِّ يَومٍ عاشورا مى
پردازد:
هميشه روز قيام حسين و عاشورا است
به صفحهْ صفحه تاريخ ، تا ابد نقش ست
حماسه هاى شگرفى كه آفريد حسين (177)
تمام روى زمين : كربلا، شهيد، حسين
حماسه هاى شگرفى كه آفريد حسين (177)
حماسه هاى شگرفى كه آفريد حسين (177)
راز سرافرازى :
اسـتـاد عـبـّاس كـى مـنـش (مـشـفـق)كـاشـانـى ، شـورِ (سـاخـتـن)را در بـال (سـوخـتـن)و راز سـرافرازى را در (سرباختن)و در شعله هاى عشق الهى افروختن ، جستجو مى كند: