شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی - نسخه متنی

علی اکبر مجاهدی؛ تهیه کننده: مرکز تحقیقات اسلامی سپاه

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید




  • كوفه تا چه خواهد كرد در هجوم خنجرها؟
    ورنه ، خم نخواهد ماند پشت ذوالفقار اينجا



  • ورنه ، خم نخواهد ماند پشت ذوالفقار اينجا
    ورنه ، خم نخواهد ماند پشت ذوالفقار اينجا



و بـا اسـتـعـانـت از نيروى لايزالى ايمان و توسّل به (گمشده همه انسان ها)، در گستره سبز (انتظار) به
دعا نشسته است :




  • اى زلال روحانى ! چشمهْ چشمه جارى شو
    وى شكوه بارانى ! نم نمى ببار اينجا



  • وى شكوه بارانى ! نم نمى ببار اينجا
    وى شكوه بارانى ! نم نمى ببار اينجا



و از مـن و تـو مـى خـوانـد كـه در ايـن (سـنـگـسـتـان)از نـام و يـاد (شـهـدا) غافل نماييم :




  • در هجوم سنگستان ، ياد كن شهيدان را
    پاره دلى بگذار روى هرمزار، اينجا



  • پاره دلى بگذار روى هرمزار، اينجا
    پاره دلى بگذار روى هرمزار، اينجا



در ساحل سبز شهادت :

مـهـرى حـسـيـنـى در سـاحل سبز (شهادت)چشم به (دريا)يى دوخته كه بر روى نيزه ، جا گرفته است :




  • و سرخى ، گونه صحرا گرفته ست
    كنار ساحل سبز شهادت
    به روى نيزه ، دريا جا گرفته است



  • شقايق در شقايق ، پا گرفته ست
    به روى نيزه ، دريا جا گرفته است
    به روى نيزه ، دريا جا گرفته است



رقص شهادت :

زكـريـّا اخـلاقـى بـر اين باور ست كه جز شهيدان ، كسى به وجود واژه (ميلاد) در قاموس عاشورا پى نمى
برد و راز اين تولّد دوباره را، درنمى يابد:




  • به معراج شجاعت ، جز شهيدان كس نمى بيند
    ظهور واژه ميلاد در قاموس عاشورا



  • ظهور واژه ميلاد در قاموس عاشورا
    ظهور واژه ميلاد در قاموس عاشورا



و بـا طـرح سؤ الى ، پرده از راز سماع (شقايق هاى عريان)برمى دارد كه بر زيبايى (جمال عاشورا) افزوده
است :




  • مگر هنگامه رقص شقايق هاى عريان ست ؟
    كه رنگين كرده پر در شطّ خون ، طاووس عاشورا!



  • كه رنگين كرده پر در شطّ خون ، طاووس عاشورا!
    كه رنگين كرده پر در شطّ خون ، طاووس عاشورا!



و بـا بـشـارت تـداوم خـطِّ سـرخ عـاشـورا از يـاران هـمراه مى خواهد كه خواب دشمن را با (كابوس
عاشورا) تعبير كنند:




  • شهيدى جاودان ، از كربلاى خون مى افشاند
    بر آريد از غلاف عشق ، تيغ شعله اى ياران !
    كه بيند خصم دون ، تعبيرى از كابوس عاشورا(176)



  • به راه سرخ فردا، پرتو فانوس عاشورا
    كه بيند خصم دون ، تعبيرى از كابوس عاشورا(176)
    كه بيند خصم دون ، تعبيرى از كابوس عاشورا(176)



كُلُّ يومٍ عاشورا:

محمّد خليلى مذنب (جمالى) ، دامنه هر روز را، ادامه گستره عاشورا و گوشهْ گوشه زمين را پر از شورش
كربلا مى بيند كه معطّر به عطر شهيد و منوّر به نور لايزالى حسين است و از حضور حماسه شگرف عاشورا در
تمامى عرصه هاى تاريخ خبر مى دهد و به تفسير هنرمندانه كُلُّ ارضٍ كربلا وَ كُلِّ يَومٍ عاشورا مى
پردازد:




  • هميشه روز قيام حسين و عاشورا است
    به صفحهْ صفحه تاريخ ، تا ابد نقش ست
    حماسه هاى شگرفى كه آفريد حسين (177)



  • تمام روى زمين : كربلا، شهيد، حسين
    حماسه هاى شگرفى كه آفريد حسين (177)
    حماسه هاى شگرفى كه آفريد حسين (177)



راز سرافرازى :

اسـتـاد عـبـّاس كـى مـنـش (مـشـفـق)كـاشـانـى ، شـورِ (سـاخـتـن)را در بـال (سـوخـتـن)و راز
سـرافرازى را در (سرباختن)و در شعله هاى عشق الهى افروختن ، جستجو مى كند:

/ 151