شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی - نسخه متنی

علی اکبر مجاهدی؛ تهیه کننده: مرکز تحقیقات اسلامی سپاه

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

كه در اصل دايره عرب ، مُسدَّس اند.(17)
و (شَطْر) از نظر لغوى به معناى : جزو، پاره ، بخش ، نيمه چيزى ، سوى و ناحيه است . (18)
مـَنـْهـوك : آنـچـه از (بـحـر) رَجـز كـه دو ثـلث آن رفته و يك ثلث آن باقى مانده باشد. (19)
در اشعار عرب ، روا باشد كه چهار دانگ از اجزاى بحرى كم كنند چنان كه از (بحر) رجَز و مـُنـْسـَرح (20)،
كه در اصل دايره عرب مسدَّس اند، و باشد كه بر دو جزء از هر يك شعر گويند و آن را منهوك خوانند به سبب
قلَّت اجزاء و ضعف آن (21).

نـَهـْكـَة : بـه معنى لاغرى و سستى ناشى از بيمارى ، و مَنْهُوك از نظر لغوى بيمارى كه شديداً بيمار
و در اثر آن لاغر و نزار شده باشد (22)
مطلبى كه بيش از هر چيز ديگرى در تحقيق خليل بن احمد عروضى جلب نظر مى كند، مسلّم بـودن عـدم قـرائت
شـعـر تـوسـّط رسـول گـرامـى اسـلام (ص) نـزد اهـل تـحـقـيـق تـا سـده دوم هـجـرى اسـت و هـمـان
گـونـه كـه مـلاحـظه كرديد مخالفان نظر خـليـل بن احمد، هنگامى كه شيوه بيانى و مستند قرآنى او را
مى بينند: (فَعَجَبْنا مِن قَولِهِ حينَ سَمِعْنا حُجَّتَهُ!).

از كلام خليل بن احمد مى توان چنين استنباط كرد:

1 ـ شـعـر نـخـوانـدن حـضـرت رسـول اكـرم (ص) در مـيـان اهـل تـحـقـيـق تـا اواخـر سـده دوّم بـه
عـنـوان يـك اصـل قـابـل دفـاع ، پـذيـرفـتـه شـده بـود و در مـقـام احـتـجـاج ، بـه ايـن اصل مسلّم
و مستند قرآنى آن استناد مى جستند.

2 ـ وجـود مـبـارك رسـول خـدا (ص) عـالمـاً و عـامـداً در مـصـراع دوّم ابـيـات مـورد تـمـثـيـل بـا
استفاده از كلمات موجود در شعر تغييراتى مى دادند تا شعر نخوانده باشند، چـرا كـه بـا پـس و پـيـش
كـردن كـلمـات مـوجـود در مـصـراع دوّم بـيـت مـورد تمثيل ، شعر را از صورت موزون بودن خارج مى
كردند و همين امر نشان مى دهد كه اشراف كامل بر اوزان عروضى داشته اند.

3 ـ خواندن يك مصراع موزون ، از نظر اهل فن در زبان عرب خواندن شعر تلقّى نمى شده ، چـرا كـه حـدّاقـل
واحـد شـعـر، بـيـت اسـت كـه از دو مـصـراع بـا اجـزاى مـتـسـاوى از لحـاظ (افـاعـيـل
عـروضـى)تـشـكـيـل شـده ، در حـالى كـه رسـول خـدا(ص) بـا قـرائت يـك مـصـراع مـوزون نـيـمـى از
افـاعـيـل عـروضـى را كـه قـاعـدتـاً در مـصـراع دوّم بـيـت مـورد تمثيل حضور داشته است ـ ناديده
مى گرفتند.

4 ـ در مـقـامـى كـه وجـود نـازنـيـن رسول خدا(ص) به سرودن رجز مى پرداختند و شخصاً انـشـاى سـخـن مـى
كـردنـد، بـا اسـتـفـاده از دو يـا سـه افـاعـيـل عروضى وزن مورد نظر، كلام منظوم خود را به صورت
مشطور و يا منهوك در مى آوردنـد كـه گـاه دو فـراز آن حـكم يك مصراع را پيدا مى كرد، و چنان كه ديديم
قرائت يك مصراع موزون از نظر اهل تحقيق ، قرائت شعر تلقّى نمى گردد.

بـراى تـبـيـيـن بـيـشـتـر مـطـلب ، بـه خـاطـر اهـمـيـتـى كـه دارد دو رَجـز رسول گرامى اسلام (ص)
را كه در تحقيق خليل بن احمد عروضى آمده است ، مورد تقطيع قرار مى دهيم :

بـحـر رجـز بـر وزن سه (23) يا چهار بار (24) (مستفعلن)است كه به اين صورت نشان داده مى شود:

مستفعلن / مستفعلن / مستفعلن / مستفعلن .

رجز اوّل :

(هَلْ اَنْتَ اِلاّ اِصْبَعٌ دَميتِ


هَلْ اَنْتَ اِلْ / لا اِصْبَعُن / دَميتى مستفعلن / مستفعلن / فعولن :

وَ فِىْ سَبيلِ اللّهِ ما لَقيتِ
وَ فِى سَبى / لِلْ لاهِ ما / لقيتى مَفَاعِلُنْ ( به جاى مستفْعِلُنْ) / مُسْتَفْعِلُن / فَعُولُنْ:)
اختلافى كه از نظر تقطيع عروضى در آغاز مصراع دوّم اين رجز مشاهده مى شود. در شعر عـرب ـ برخلاف شعر
فارسى ـ اين گونه موارد امر رايجى است و از (اختيارات شاعرى)به حساب مى آيد.

رجز دوم :

(اَنَا النَّبِىُّ لا كَذِبْ
اَنَنْ نبِىْ / ىُ لا كَذِبْ مَفاعِلُن / مَفاعِلُن :

/ 151