ياد بيرنگىّ و، عشقى سرد و، قلبى بى تپش
كاش مى شد از بلنداى جنون فرياد زد:
هر چه مى گويم : بيا از خواب ، بگريزيم سبز
گر چه پشت لاله ، خم شد در هجوم زردها
سرخ مى خوانم به يادش گوشه اى تا مانده است !(255)
از تمام خون و آتش ، آه ! اينها مانده است
آى مردم ! نعش يك آيينه ، اينجا مانده است
باز مى گويى : بمان ! يك مشتْ رؤ يا مانده است !
سرخ مى خوانم به يادش ، گوشه اى تا مانده است !(255)
سرخ مى خوانم به يادش ، گوشه اى تا مانده است !(255)
بايدها و نبايدها در شعر عاشورايى
شـعـر عـاشـورايـى دو دهـه اخير به دليل تطوّر (ساختارى)و (محتوايى)به تشخّصى دسـت يـافـتـه كـه در پـيـشـيـنـه شـعـر آيـيـنـى بـى سـابـقه است ولى براى رسيدن به كمال ، هنوز راه دور و درازى در پيش
رو دارد.در بررسى تطبيقى گذرايى كه در مورد شعر عاشورايى (ديروز) و (امروز) خواهيم داشت . نـقـاط (افتراق)و
(اشتراك)و وجه (تمايز) آثار منظوم عاشورايى دو دهه اخير را نشان خواهيم داد.گفتيم كه شعر عاشورايى امروز در مسير كمال گام برمى دارد ولى براى شتاب بخشيدن به اين سير كمالى بايد
با شاخصه هاى شعر آيينى و به تبَع آن شعر عاشورايى آشنا شد.بـرخـى از ايـن (شـاخـصـه هـا) كـه رعـايـت آنـها اكيداً توصيه مى شود و از الزامات شعر عـاشـورايـى
اسـت ، در شمار (بايدها) و برخى ديگر كه وجهه (پرهيزى)دارند و خطوط (قرمز) شعر عاشورايى را ترسيم مى
كنند، در زمره (نبايدها) مورد بررسى قرار خواهند گرفت .اين (بايدها) و (نبايدها) كه ريشه در (امر) و (نهى)دارند در مقرّرات (دينى)و (اجتماعى)فراوانند.اگـر به موجب (مقرّرات راهنمايى و رانندگى) ، رانندگان وسايط نقليّه مجاز به توقّف در مـسـيـر
بـزرگراه ها نيستند ( از نبايدها) ولى ملزم اند كه در پشت (چراغ قرمز) توقّف كنند ( از بايدها) و اگر
(روزه)بر هر مسلمان بالغ و مكلّف و تندرست (واجب)شده است ( از بايدها) ولى افراد معذور و بيمار از (روزه
گرفتن)منع شده اند ( از نبايدها).هـمـان گونه كه استفاده از اين مقرّرات ـ كه به تفاوت مورد داراى دو جنبه (امرى)و نهيى اند ـ نياز به
تشخيص صحيح دارد و با نوع شرايطى كه در آن قرار مى گيريم ، فرق مـى كـنـد، شـاعـر نـيز در به كارگيرى
شاخصه هاى شعر عاشورايى بايد در ارزيابى موقعيّتى كه در آن قرار دارد به درستى عمل كند، در غير اين
صورت مسلّماً از مسير منطقى به دور خواهد افتاد. لازمه ارزيابى صحيح موقعيّت هايى كه شاعر با آن رو
به رو است ، آشـنـايـى كامل او با مسائلى است كه قصد ورود به حريم آن ها را دارد و نيز وقوف بر دقيقه
هاى موجود در مؤ لّفه ها و اطّلاع از چند و چون جريانات تاريخى .
(بايدها)ى شعر عاشورايى
بيان عينى و ملموس
شـعر عاشورايى امروز بايد داراى بيان (عينى)و (ملموس)و شيوه گفتارى آن براساس مشهودات و مفاهيم مادّىو محسوس ، استوار باشد تا مخاطب بتواند به راحتى با آن ارتباط بـرقـرار كـرده و آن را بـا تـمـام
وجـودش حـس كـنـد و در عـيـن حال امكان (برداشت فكرى)و (دريافت انديشگى)را به او بدهد.تـاريـخ مصرف مفاهيم معنوى ، انتزاعى و غير ملموس اگر كلاّ سرنيامده باشد. به پايان خـود نـزديـك
مـى شـود. (صـداقـت) ، (ايـثـار)، (مروّت)و مفاهيمى از اين دست ، از ارزش هاى كـليدى عاشورا به شمار مى
روند و وظيفه شاعر اين روزگار براى نشان دادن اين مفاهيم ارزشى از بيان (عينى)و (مشهودى)بهره گرفتن
است .اگر شما نه يك بار كه صد بار در شعر عاشورايى خود، از مفاهيم غير مادّى و غير ملموس استفاده كنيد،
مخاطب شعر شما، برداشت درستى از آنها نمى تواند داشته باشد، زيرا آنها را هرگز نديده و لمس نكرده است
.