شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

پاى منه در طلب هيچ كار
يعنى اول جاى پايت را محكم بكن بعد پايت را بگذار
اول بايد يك جا وجود داشته باشد تا بعد آن شمشير
آنجا برود . نه
جايى نيست . پيدايش شمشير همان پيدايش جا است .
اين مثل اين است كه اگر ما بگوئيم ابعاد عالم دائما در حال وسعت و گسترش است كسى نمى تواند بگويد شما
كه مى گوئيد عالم دائما در حال گسترش همين گسترش كيهانى است عالم به كجا گسترش پيدا مى كند ؟ اين چنين
نيست كه اول بايد يك جايى وجود پيدا بكند تا عالم بتواند گسترش پيدا بكند . خود گسترش عالم گسترش جا
است . اصلا خود گسترش عالم عين گسترش جا است
نه اينكه اول جا هست و عالم در جاى موجود گسترش پيدا مى
كند .
به هر حال متكلمين هم اين قدرها متوجه بوده اند و لهذا نيامده اند يك مرجحى در يك جزء از اجزاء زمان
فرض بكنند .
1 - نظريه كعبى
يكى از متكلمين كه كعبى است اين چنين گفته است : گفته است كه مرجح زمان خود زمان است . يعنى گفته است
نيازى نيست كه ما بيائيم يك مرجحى بيرون از زمان فرض كنيم . به عبارت ديگر : كعبى حرفش اين است كه اگر
قبل از عالم
--------------------
152
زمانى وجود مى داشت و اين زمان داراى اجزاء متشابهى بود و معنى وجود و حدوث عالم در فلان نقطه از زمان
اين بود كه عالم مقارن اين جاى زمان خلق شده است
آن وقت شما مى توانستيد بگوئيد چرا مقارن آنجا خلق
نشد و مقارن اينجا خلق شد ؟ اما روى اين حساب ما مى گوئيم زمان هم خودش جزء عالم است . وقتى كه خود زمان
هم جزء عالم است و همراه عالم است و از عالم پيدا مى شود و با عالم پيدا مى شود اين ديگر مرجح بيرونى
نمى خواهد . مى گوئيم خود زمان كه با عالم خلق مى شود خودش مرجح ذات خودش است
احتياجى به مرجح ديگر
ندارد . كعبى آمده است و اين چنين گفته است .
پاسخ قول كعبى
حاجى در اينجا به يك نحوى جواب مى دهد كه اين جواب قابل خدشه و مناقشه است . حاجى مى گويد اينكه شما مى
گوئيد مرجح حدوث عالم خود زمان است
چون زمانى قبل از اين نبود عالم در اين زمان آفريده شد
چون زمان
از آنجا شروع مى شود عالم در اين زمان خلق شد
ما نقل كلام به خود زمان مى كنيم كه خود زمان چرا در ازل
وجود ندارد ؟
ولى اين ايراد
ايراد واردى نيست . چون اگر زمان هم باز زمانى مى داشت اين حرف و اين ايراد درست بود .
وقتى كه ما مى گوئيم كه اساسا زمانى نبوده است پس ازل به اين معنا
يعنى به معناى يك امتداد
غيرمتناهى معنى ندارد ( 1 ) . پس اگر كسى گفت كه عالم در اين زمان
مثلا در يك ميليارد سال پيش
خلق شد

/ 1039