شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

1 - خدا را هم كه ما مى گوئيم ازلى است معنايش اين نيست كه او يك وجود ازلى است كه در يك امتداد
غيرمتناهى وجود دارد . امتدادى آنجا در كار نيست
و لهذا در آنجا تعبير به سرمدى كنند . در تعبير (( نهج
البلاغه )) آمده است كه : (( سبق الاوقات كونه و العدم وجوده )) . خداوند وجودش بر زمان تقدم دارد . چيزى
كه وجودش بر زمان تقدم دارد
--------------------
153
مرجح اينكه عالم در يك ميليارد سال پيش خلق شد خود زمان است به معناى اينكه قبل از اين زمان نبود بلكه
قبلش عدم بود و اصلا (( قبل )) در آنجا معنى نداشت . آن وقت ما نمى توانيم به اين نحو اشكال بكنيم و
بگوئيم : مرجح زمان در آن وقت چه بود ؟ در آنجا ديگر سؤال از مرجح غلط است . در آنجا مرجح معنى ندارد
زيرا مرجح حدوث فلان شى ء چيست
معنايش اين است كه در يك ظرف متشابه الاجزاء چرا اين شى ء در اينجايش
واقع شد نه در آنجا ؟ ما مى گوئيم : خود ظرف وجودش از اينجا شروع مى شود . پس به اين معنا ايراد غلط است .
بيان غزالى در دفاع از متكلمين
بلى
اينجا است كه يك بيانى به وسيله غزالى كه گفتيم در اين مسأله هيچ كس به اندازه غزالى از طرف
متكلمين خوب بحث نكرده است در دفاع از نظريه متكلمين ابراز شده است كه شايد قوى ترين بيان غزالى در
اينجا باشد . غزالى در بيان خودش همين تشبيهى را كه الان ما گفتيم يعنى تشبيه زمان به مكان را ذكر مى
كند و نظريه خودش را توضيح مى دهد .
مى گويد ( 1 ) : اين حرف شما درست نيست كه به ما ايراد مى گيريد كه ما كه مى گوئيم عالم حادث است
زمانيش
هم حادث است
پس مرجح حدوث زمان چيست ؟
او مى گويد زمان حادث است . مى گويد زمانى نبوده است
اصلا زمان ممتدى ما نداريم
آن امتداد فقط و هم
است براى ما .
حتى ازليت او هم به معناى اينكه در همه زمانها بوده است نيست . ازليت خداوند به معناى بودن در زمان
غيرمتناهى نيست .
1 - اين تقريبا توجيه حرف كعبى هم هست در اينجا .
--------------------
154
مى گويد : اصلا اينكه ما مى گوئيم عالم حادث زمانى است شما با لفظ مناقشه نكنيد كه بگوئيد حدوث عبارت
است از وجود بعد از عدم و حدوث عالم يعنى وجود عالم در زمانى بعد از عدم عالم در زمان پيش
كه بعد
بگوئيد خوب
اگر عالم در يك زمان حادث باشد يعنى وجودش بعد از عدمش در زمان پيش باشد ما نقل كلام به
زمان پيش مى كنيم كه چرا در زمان پيش موجود نشد .
مى گويد : اينها مناقشه در لفظ است . مى خواهد لفظ حدوث به آن معنائى كه شما در نظر داريد يعنى مسبوقيت
وجود شى ء به عدم زمانى صدق بكند
مى خواهد صدق نكند حرف ما چيز ديگر است
مدعا چيز ديگر است . اين

/ 1039