شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

كهن به
معنى اينكه اصلا آغاز ندارد .
ولى ما مى خواهيم بگوئيم آغاز دارد . (( حدوث )) كه ما مى گوئيم به معنى همان آغاز داشتن است . شما مى
گوئيد اين جسم به يك سطح منتهى مى شود
اين سطح به يك خط منتهى مى شود . اين خط به يك نقطه منتهى مى شود
. ما مى خواهيم بگوئيم اين زمان به يك نقطه منتهى مى شود . ما اين را مى خواهيم بگوئيم حالا شما اسمش را
مى خواهيد (( حدوث )) بگذاريد مى خواهيد نگذاريد . ما سرلفظ كه بحث نداريم . ما بر سر اين مطلب بحث داريم
و حرف ما اين است كه عالم آغاز دارد و از نظر بعد زمانى محدود است كما اينكه از نظر بعد مكانى هم محدود
است .
آن وقت قهرا مسأله انفكاك معلول از علت تامه هم اشكالى ايجاد نمى كند .
--------------------
158
اين باز مثل اين است كه كسى بگويد شما كه مى گوئيد ابعاد عالم محدود است پس به يك جا مى رسيم كه عالم
تمام مى شود و بعد از آنجا خالى مى ماند
پس بين عالم و خدا كه آن طرف آن طرف عالم قرار دارد فاصله
واقع شده است . ديگر فاصله در آنجا معنى ندارد . عالم در ذات خودش نا محدودى مكانى قبول نمى كند . ماده
در ذات خودش نامحدوديت را قبول نمى كند
نمى تواند نامحدود باشد . ولهذا آيا از نظر مكانى مى شود گفت
كه عالم از خدا جدا شده است ؟ جدائى معنى ندارد . عالم اگر از نظر مكانى نامحدود هم باشد با خدا است
خدا با عالم است . اگر از نظر مكانى محدود باشد باز هم خدا با عالم است . چون غلط است كه ما بگوئيم خدا
در كجاى عالم است
بلكه بايد بگوئيم كه : عالم در كجاى خدا است ؟ عالم در مرتبه فعل خدا است . سخن در
اين فعل است كه آيا متناهى است يا نامتناهى .
از نظر زمانى هم عالم در مجموع خودش يك فعل خدا است
حالا يا اين فعل متناهى است يا اين فعل نامتناهى
است . اگر اين فعل خدا از نظر زمان متناهى هم باشد انفكاك پيدا نشده است . انفكاك باز براساس اين است
كه ما يك زمان منهاى عالم داريم . وقتى كه ما زمان منهاى عالم نداريم اصلا انفكاك در اينجا معنى ندارد
.
از اين جهت است كه بايد اين مسأله مرجح حدوث عالم را به تعبيرى كه در اينجا مطرح شده است نه از راه
انفكاك معلول از علت تامه كه تاكنون گفته اند بلكه از راه هاى ديگر مورد بحث قرار داد و بر متكلمين
اشكال و ايراد وارد كرد . از طريق انفكاك معلول از علت تامه كه وارد بشويم اشكالى بر حرف متكلمين نيست
. اگر اشكالى بر حرف متكلمين باشد از راههاى ديگرى است كه آن راههاى ديگر را بايد بعدا ببينيم كه آيا
مى توانيم وارد بحثش بشويم يا نه .
( غ ) : آن وقت در اين نظريه زمان حتما بايد از اجزاء و (( آن )) ها تشكيل شده باشد .
استاد : نه .
( غ ) : چون بنا به فرمايش شما آن (( آن )) الست كه وجود دارد ...
--------------------
159
خوب
اين يك نظريه درباره مرجح حدوث عالم بود كه از طرف متكلمين ابراز شده بود كه البته نظريه قوى اى
هم هست . و قبلا گفتيم با آن حرف غزالى كه توأم بشود قابل توجه است و اين جوابى كه حاجى در اينجا مى دهد
براى پاسخ دادن به آن كافى نيست .

/ 1039