شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

نه غايات خيالى و وهمى
و ديگر اينكه وسايلى هم كه براى رسيدن به آنها انتخاب مى كند بر اين اساس باشد
.
--------------------
161
براى خداوند حكمت البته معقول است نه اينكه معقول نيست ولى در داخل نظام عالم نه خارج از نظام عالم .
يعنى اين نظام را به گونه اى آفريده است كه براى اشياء غايات قرار داده است و اشياء را از طريق بهترين
راههائى كه ممكن هست به سوى غاياتشان سوق مى دهد .
اما آنجا كه ما در مرحله قبل از پيدايش عالم هستيم . اصلا غير از خدا چيزى وجود ندارد . آن وقت اگر
بيائيم بگوئيم كه آيا خلقت عالم در ازل مصلحت است يا در لايزال مصلحت است . اين سؤال اساسا بى معنى و
غلط است . در آنجا اصلا مصلحتى معنى ندارد . وقتى كه ما كل عالم خلقت را در يك طرف بگذاريم و نسبت به
فاعل و خالق عالم در نظر بگيريم
يعنى فاعل است و كل عالم هستى
آنگاه براى كل عالم هستى ترجيح دادن
در اين وقت
نه در آن وقت
كه در آن وقت مصلحت نيست و در اين وقت مصلحت هست
معنى ندارد . همه اين اجزاء
متشابه وقت و زمان[ براى خلقت كل عالم] على السويه هستند . آنجا ديگر اصلا ترجيحى و رجحانى و مصلحتى
معنى ندارد .
بلى
اگر برگرديد به آن مطلب كه اصلا در آنجا وقتى و زمانى نبود
خوب
پس مصلحتى هم نبود . آن كه برمى
گردد به حرف كعبى . ولى شما مى خواهيد بگوئيد كه نه
در ازل مصلحت نبود . نبود و نبود تا اينكه بعد
مصلحت حادث شد . وقتى كه مصلحت حادث شد آن وقت ديگر اقتضاى وجود عالم و شرط وجود عالم پيدا شد .
آن وقت آن مصلحت خودش چيست ؟ جزء عالم است يا بيرون از عالم است ؟ اگر بگوئيد بيرون از عالم است كه فرض
اين است كه باز جزء عالم است ديگر
خارج از عالم نيست
والا ما نقل كلام در خود آن مصلحت مى كنيم : خود
آن مصلحت كه حادث شد چرا در لايزال حادث شد . پس مصلحت خودش اساسا جزء
--------------------
162
عالم است . ما يك مصلحت ماوراء عالم كه نداريم كه بگوئيم قبلا حكمتى و مصلحتى براى خلقت عالم نبود
بعد اين مصلحت كه پيدا شد عالم يكدفعه خلق شد . اصلا ماوراى عالم چيزى نيست كه ما بگوئيم مرجح حدوث
عالم آن چيز است .
پس اين حرفها اساسا در آنجا معنى ندارد . پس اين نظريه هم دردى را دوا نمى كند .
3 - نظريه اشاعره
اشاعره كه خيال خودشان را از اصل راحت كرده اند . گفته اند اين حرفها و ايرادها برنظريه حدوث زمانى
عالم همه براساس اصل عليت است كه مى گوئيد علت تامه اگر موجود بشود معلولش ضرورتا بايد وجود پيدا
بكند

/ 1039