شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

و ما اين بحث را از اساس قبول نداريم . خوب
البته معلوم است كه اگر كسى انفكاك معلول را از علت
تامه ممكن بداند ديگر اين بحثها بى فايده است .
بعضى از اينها[ اشاعره] مى گويند كه : نه
انفكاك معلول از علت تامه محال است ولى در غير مورد فاعل
مختار . در طبيعت و در فاعل هاى لاشعور انفكاك در كار نباشد علت احراق است . وقتى كه اين علت تامه پيدا
بشود محال است كه ديگر آن اثرش پيدا نشود . ولى در مورد فاعل مختار اين حرفها مطرح نيست . فاعل مختار
يك موجودى است عالم و با اراده
و اراده مى تواند خودش مرجح باشد . هيچ ضرورتى ندارد كه با موجود بودن
فاعل مختار معلولش هم وجود پيدا كند .
سخن غزالى در مورد اراده
غزالى نيز روى اين مسأله هم خيلى تكيه كرده است . مى گويد (( اراده ))
--------------------
163
مى تواند در گذشته باشد و (( مراد )) در آينده باشد . اين اتفاقا يك بحث نسبتا جالبى هم هست . حالا اين
مثال را من ذكر مى كنم :
فرض كنيد من مى خواهم از جا بلند شوم اراده مى كنم و بلند مى شوم . من به عنوان يك موجود مريد
علت تامه
هستم براى فعل خودم . اراده من علت تامه است . يك وقت اراده مى كنم الان از جا بلند شوم
تا اراده مى
كنم كه الان بلند شوم الان هم بلند مى شوم . يك وقت اراده مى كنم يك ربع ديگر بلند شوم ولى الان اراده
مى كنم
يعنى (( اراده )) حالى است و (( مراد )) استقبالى
بعد از يك ربع ديگر با همان اراده اى كه قبلا
وجود پيدا كرده است بلند مى شوم بدون اينكه يك اراده جديدى لازم داشته باشم .
پس انفكاك اراده از مراد مانعى ندارد . يا به تعبير ديگر شما اگر اصطلاح علت و معلول را هم بخواهيد
بكار بريد مى گوئيم انفكاك معلول از علت شاعر مريد مختار اشكالى و مانعى ندارد . اگر اصطلاح را هم مى
خواهيد عوض كنيد گرچه غزالى اين را نگفته است ولى ديگران گفته اند و بگوئيد ما اصلا در مورد فاعل
مختار اصطلاح علت و معلول را دور مى ريزيم و مى گوئيم اصطلاح علت و معلول در غير فاعل مختار است
در
مورد فاعل مختار اصلا همان كلمه فاعل و فعل را بكار مى بريم باز ما حرفى نداريم و مى گوئيم : انفكاك
معلول از علت محال است ولى انفكاك فعل از فاعل محال نيست .
حالا اگر كسى اين حرف را قبول كرد كه انفكاك معلول از علت تامه در غير فاعل مريد مختار محال است ولى
در مورد فاعل مريد مختار اشكالى ندارد . مى گويد خداوند در ازل اراده كرده است كه عالم در لايزال و در
يك لحظه معين حادث شود . اراده خدا ازلى است . ما نمى گوئيم اراده خدا حادث است كه شما بگوئيد چطور مى
شود اراده خدا حادث باشد
ولى مى گوئيم خدا در ازل اراده كرده است وجود عالم را در همين ظرف خودش و در
همين زمان خودش .
--------------------
164
اين هم حرفى بود كه برخى متكلمين در اينجا گفته اند . ولى چون حكماء در باب علت و معلول و در باب فاعل و
فعل اين مطلب را به شدت رد كرده اند كه انفكاك معلول از علت و فعل از فاعل محال است ديگر در اينجا وارد

/ 1039