شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بحثش نمى شوند و مى گويند وضوح بطلان اين حرف كافى است براى اينكه بدانيم كه اين حرف غيرقابل قبول
است .
اشاره اى به نظريه صدرالمتألهين
بعد حاجى در پايان اين فصل تحت همين عنوان (( مرجح حدوث عالم )) نظريه صدرالمتألهين را ذكر مى كند كه
اين هم البته دفاع از اين نظريه متكلمين[ مبنى بر حدوث زمانى كل عالم] نيست
بلكه بيان مرجح حدوث است
بنابر مسلك خودش
كه از نظر متكلمين مسلك او[ يعنى مسلك صدرالمتألهين] مسلك قدم عالم است
چون
متكلمين كه بحث مى كنند بحث كل عالم را مى كنند برخلاف صدرالمتألهين كه درباره اجزاء عالم بحث مى كند
و آنها را حادث مى داند .
ايشان مى گويند كه بنابر مسلك ما مرجح ذاتى است . مى گويند حدوث ذاتى است
چون از ذات حركت جوهريه
برمى خيزد
مرجح حادث ها هم ذاتى است ( كه در آينده باز بايد روى اين مطلب بحث كنيم ) . ولى گفتيم كه
صدرالمتألهين حرفش اين نيست كه عالم در كل خودش در يك جا شروع مى شود . او مى خواهد بگويد در عالم قديم
وجود ندارد . مى خواهد بگويد كه بحثى كه ما مى كنيم روى امور حقيقى و واقعى است
حكيم بايد روى حقايق
بحث كند . آنچه كه حقيقت است و واقعيت است اجزاء است نه كل
كل وجود اعتبارى دارد . آنچه كه واقعيت
دارد افراد است نه كلى
كلى وجود مستقل از وجود افراد ندارد .
پس بنابراين ما در عالم برخلاف آنچه كه خيال مى كنند
قديم نداريم
--------------------
165
ولى سلسله حادثات هم آغاز ندارد . ما در عالم هر چه داريم حادث داريم ولى حادث ها هم ابتدائى ندارند .
هر حادثى قبل از خودش حادثى است و باز هر حادثى قبل از خودش حادثى است
پس ما قديمى در عالم نداريم .
آن وقت روى اين مبنا
ديگر سؤال روى نقطه شروع عالم مطرح نيست . سؤال فقط راجع به همان اجزاء عالم
مطرح است كه اين شى ء كه حادث شد چرا در اين زمان معين حادث شد و نه در زمان ديگر . من به عنوان يك حادث
چرا در اين زمان حادث شدم ؟ چرا در صد سال پيش حادث نشدم ؟ چرا در هزار سال پيش حادث نشدم ؟ چرا در يك
ميليون يا يك ميليارد سال پيش حادث نشدم ؟ كه اين را با عنوان حدوث ذاتى بيان مى كنند كه در درس آينده
درباره آن بحث خواهيم كرد ( 1 ) .
1 - ( مج ) : از لحاظ زمان چى ؟ اينكه حكما مى گويند كل حادث مسبوق بماده و مده تحملها
در اينجا يكى ماده
مطرح است و يكى هم زمان . اما از لحاظ ماده عالم كه نظر متكلم اين است كه عالم از هيچ آفريده شده است
ولى بر حسب نظر فيلسوف گويا عالم نمى تواند از (( هيچ )) به وجود بيايد .
استاد : بله
فلاسفه مى گويند از (( هيچ )) نمى شود به وجود بيايد . درست است . آن بحث ديگرى است
بحث خود

/ 1039