شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ماده است .
و اما در مورد زمان آن بيانى كه عرض كردم و گفتم كه در اينجا در مورد مسأله زمان تحليل ديگرى و بيان
ديگرى است كه بايد در جواب حرف غزالى گفت به همين بحث بر مى گردد كه به طور خلاصه آن بيان اين است كه :
يك تفاوتى كه ميان بعد مكانى و بعد زمانى هست در همين جا است كه ميان امور زمانى نوعى رابطه برقرار
است كه ميان امور مكانى اينچنين رابطه اى برقرار نيست و آن رابطه قوه و فعليت است كه اين مرتبه فعليت
مرتبه قبل است و قوه مرتبه بعد . ولى در مكان اينچنين نيست . در مكان چنين رابطه اى برقرار نيست . آن
وقت از اين جهت است كه از نظر مكان همه اطراف عالم متشابه است .
--------------------
166
نمى شود گفت آنجا كه ما الان آن را (( بالا )) در نظر مى گيريم اول مكانى است و اگر به اين جهت برويم مى
شود آخر مكانى . و يا نمى شود بگوئيم اين طرف اول است و آن طرف
آخر و يا آن طرف اول است و اين طرف آخر .
همه اطراف متشابهند . ولى زمان را به هيچ وجه نمى توانيم بگوئيم اول و آخرش اعتبارى است . زمان اول و
آخرش حقيقى است . چون در مورد زمان آنجا را ما (( آخر )) مى گوئيم كه رو به فعليت ها هستيم و اينجا را ما ((
اول )) مى گوئيم كه رو به قوه ها مى رويم . همين نكته است كه آن فرض و آن نظريه غزالى را باطل مى كند حالا
تفصيل مطلب باشد تا بعد به آن بپردازيم .
( غ ) : يعنى از اين بيانى كه شما از نظر صدرالمتألهين كرديد برمى آيد كه او نظام زمانى را هم نظام عرضى
مى گيرد .
استاد : همين طور است
عرضى مى گيرد
عرضى به آن معنا كه در مقابل طولى است .
( غ ) : ولى چون مى خواهد ربطش بدهد
به قديم لذا بايد آن را عرضى بگيرد كه اول و آخر نداشته باشد .
استاد : بله
عرضى مى گيرند .
( غ ) : آن وقت آيا آن مغاير با اين بيان فعلى نيست كه براى زمان تقدم و تأخر ذاتى قائل هستيم و اول و آخر
قائل هستيم ؟
استاد : نه
مغاير نيست .
--------------------
167
اقوال حكماء و متكلمين در مورد مرجح حدوث عالم در لا يزال (( 3 ))
تتميم و تكميل نكات و مطالب گفته شده در درس پيش
دو سه نكته در درس پيش گفته شد ( 1 ) و باز تتمه اى باقى ماند :
كلام حاجى در پاسخ به نظريه كعبى
يكى از آن نكات راجع به جواب نقضى حاجى بود به كعبى
كه كعبى مسأله مرجح حدوث عالم را به اين شكل حل
كرده بود كه مرجح حدوث عالم در نقطه معين از زمان خود زمان است . يعنى اگر فرض كنيم عالم ابتداى زمانى
دارد و مثلا از هزار سال پيش شروع شده است مرجح اينكه عالم از هزار سال پيش آغاز شده است خود زمان است
چون خود زمان اصلا يك كشش هزار ساله بيشتر نيست
نه اينكه زمانى بوده و عالم نبوده است . حاجى حرف
كعبى را نقض كرد به اينكه ما نقل كلام به خود زمان مى كنيم

/ 1039