شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

پس بنابراين عالم كه فعل خداوند است اين فعل يك فعل متناهى از نظر مكان است . غزالى مى گويد عين اين
حرف را شما در باب زمان بگوئيد
بگوئيد كه عالم در ذات خودش از نظر زمان متناهى است . در واقع بحث
متكلم و غير متكلم از نظر غزالى برگشتش به اين است كه آيا زمان مانند مكان متناهى است يا متناهى نيست
. غزالى مى خواهد بگويد ما كه مى گوئيم عالم حادث است
--------------------
173
مقصودمان اين است كه عالم همچنانكه از نظر مكان متناهى است از نظر زمان نيز متناهى است
حالا شما
اسمش را مى خواهيد (( حدوث )) بگذاريد و مى خواهيد اسمش را (( حدوث )) نگذاريد . مى خواهد كلمه (( حدوث )) و
اينكه (( عالم موجود بود بعد از آنكه نبود )) صدق بكند يا صدق نكند .
بلى
اگر حدوث را به اين نحو تعريف مى كنيد كه مى گوئيد بايد براى عالم صدق بكند كه عالم موجود شد بعد
از آنكه نبود و اينكه مى گوئيم (( عالم حادث است )) يعنى در زمان وجودش وجود دارد و قبلا زمانى وجود
داشته است كه در آن زمان عالم معدوم بوده است ما مى گوئيم : نه
عالم به اين معنا حادث نيست . پس اين
دعواى لفظى است ( 1 ) و ( 2 ) .
1 - ( ح ) : اينها از اين طرف مى روند رو به آن طرف . از اول شروع نمى كنند بيايند ...
استاد : مى دانم . مى خواهد بگويد شما اگر دنبال لفظ هستيد و مى گوئيد ما لفظ (( حدوث )) را به موردى
اطلاق مى كنيم كه شى ء وجودش در زمانى باشد و قبل از وجودش هم زمانى باشد ولى آن ظرف زمان قبل از وجودش
ظرف عدم اين باشد
پس به اين معنا عالم حادث نيست . زيرا عالم و زمان كه وجود دارند عالم قبل از زمان
وجودش وجود نداشته است
نه به معناى اينكه زمانى وجود داشته و در آن زمان عالم معدوم بوده است . اگر
حدوث را به اين معنا در نظر بگيريد عالم حادث نيست . ولى ما بر سر لفظ بحث نداريم . بحث بر سر متناهى
بودن و غير متناهى بودن زمانى عالم است .
2 - ( غ ) : به همين تعبير هم كه گفته شد مى شود بگوئيم : پس مطابق اين بيان وقتى گفتيم (( كان الله )) خدا
بما هو خدا هيچ چيزى همراهش نيست . بعد آن وقت سؤال مى كنيم كه مرجح حدوث اين اشياء چيست .
استاد : مرجح حدوث اين اشياء
كه مى گوئيد يعنى مرجح چى ؟ اين مرجح به اين معنا ديگر مورد ندارد . ديگر
آن وقت جاى مرجح نيست .
( غ ) : ببينيد : ما همانجا گفتيم خدا از آن جهت كه خدا است فقط كان الله .
استاد : خيلى خوب
كان الله . و در مرتبه او چيزى هم نيست .
( غ ) : بعد آن وقت از مرتبه خدا ...
--------------------
174
اينجا اگر كسى بخواهد بيشتر درباره موضوع بحث بكند آن وقت مسائل ديگرى را كه حاجى در اينجا طرح كرده
اند بايد طرح بكند ( 1 )
يعنى آن مسائلى كه نه تحت اين عنوان كه (( مرجح حدوث عالم چيست ؟ )) كه سخن از
مرجح به ميان آوردن به اين نحو كه عرض كرديم فقط با فرض زمان مستقل درست است[ بلكه تحت عناوين ديگر
ذكر شده است] ( 2 ) .

/ 1039