شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

بدست مى آيد . نه اينكه به عنوان جواب حرف غزالى گفته باشند
ولى از حرفهاى قدما اين مطلب استنباط مى
شود و در بين حرفهايشان اين مطلب هست .
( غ ) : مشكل اين است كه قدما اصولا حركت را عرضى مى دانستند
يعنى در اعراض مى دانستند .
استاد : مى دانم
ولى بالاخره در زمان اين مطلب را قبول داشتند كه رابطه اجزاء زمان با يكديگر رابطه
قوه و فعليت
و تقدم و تأخر ميان اجزاء آن از نوع تقدم و تأخر ذاتى است .
( غ ) : زمان را هم به اين ترتيب به طريق اولى بايد عرضى بدانند . آنها ديگر اصلا مسأله به اين صورت
برايشان مطرح نبوده است كه ...
استاد : نه
قوه و فعل را آنها مى توانند فرض بكنند . البته عرض كردم كه اين مسأله در كلمات قدما به اين
صراحتى كه من مى گويم طرح نشده است
ولى حرفهايشان بر اين اساس است . يعنى مقصودم اين است كه اساس
حرفهايشان با اين مطلب مى خواند
والا به صورت اين اشكال غزالى مطرح كرده است و قبل از غزالى كسى
مطرح نكرده است
بعد هم متقدمين ما حرف غزالى را در متن حرفهايشان نياورده اند ( كه به نظر من علتش
همان كنار افتادن كتاب غزالى بوده است ) ولى در عين حال اين مطلب از لابلاى حرفهايشان بر مى آيد . يعنى
اگر شما از يك فيلسوفى مثلا فرض كنيد از ميرداماد اين سؤال مى كرديد اين جواب را روى مبناى خودش داشت
. از ملاصدرا اگر سؤال مى كرديد اين جواب را روى مبناى خودش داشت . حالا اگر طرح نكرده است و جواب
نداده است آن بحث ديگرى است ولى اين جواب را اينها داشته اند كه بدهند .
( غ ) : حالا اينها چرا از اصل نمى آمدند در مورد مسأله حدوث زمان بگويند كه اول
--------------------
180
بايد اشيائى موجود باشند تا بعد زمان به وجود بيايد
چون آنها كه به حركت جوهرى قائل نبودند بلكه
حركت را يك امر عرضى مربوط به اشياء مى دانستند و زمان را هم مقدار حركت مى دانستند . پس بدون شك مى
توانستند از اول منكر بحث بشوند و به زمان مستقل از اشياء قائل نباشند
بگويند كه بايد اول اشياء
متحركى باشند كه بعد زمان مقدار حركت آنها باشد و به وجود بيايد .
استاد : خوب ؟
( غ ) : پس بحث مى رود روى اشياء نه روى زمان اشياء
چون فرض بر اين است كه حركت عرضى است ديگر .
استاد : خوب
همان حرف كعبى كه مى گويد مرجح حدوث اين اشياء ذات وقت است
اين است كه شما در عين حال
اين مطلب را قبول داريد كه وقتى مى گوئيد اشياء وجود دارند و زمان وجود دارد اينها را از نظر مرتبه از
يكديگر تفكيك دارند نه عينا . اين اوليت و آخريتى كه الان شما مى گوئيد تقدم و تأخر رتبى است نه تقدم و
تأخر زمانى .
پس اين مسلم است كه اشياء كه وجود دارند زمان هم وجود دارد

/ 1039