شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

ثبات حركت همان ثبات تجدد است والا هيچ ثبات ديگرى در حركت نيست كه آن مى شود حركت قطعى كه حالا
بحثش باشد براى بعد .
--------------------
141
است به معنى اين است كه انتزاع انواع مى شود والا انواع فعليت ندارد
فقط وجود فعليت دارد
اين نوعها
و جنس و فصل ها همه انتزاعات ذهن ما است و ذهن ما مى تواند براى يك شى ء جنس و فصل
و نوع هاى غير
متناهى انتزاع بكند ولى اينها كه واقعيت اصيل ندارد
فقط واقعيت اعتبارى دارد
يعنى واقعيت منشأ
انتزاعى دارد كه از يك شى ء انتزاع مى شود والا خودش هيچ چيز نيست ( 1 ) .
اين هم دليل سوم اصالت وجود بود كه چون يك مقدار نيازمند به بحث بود ما بيشتر روى آن بحث كرديم ( 2 ) .
دليل ديگرش باشد براى درس بعد
چون آن هم بحث خيلى مفصلى دارد )3( .
1 - ( ... ) : اينكه مى فرمائيد حركت مجموعه اى از (( بودن )) ها نيست بلكه مجموعه اى از (( شدن )) ها است من مى
گويم اين لفظ (( بودن )) در اينجا گمراه كننده است بايد گفت مجموعه اى از ماهيتها نيست .
استاد : اينكه گفتيد مجموعه اى از (( شدن )) ها است درست نيست . يك ( شدن )) است نه مجموعه اى از (( شدن )) ها .
اما اينكه مى گوئيد لفظ (( بودن )) در اينجا گمراه كننده است حرف شما درست است
چون وقتى مى گوئيم
مجموعه اى از (( بودن )) ها است يعنى مجموعه اى از ماهيتهائى است كه هستند
يعنى مجموعه اى است از
ماهيتهاى متحصل .
2 - ( ... ) : اين استنار للمراد در اينجا براى چيست ؟
استاد : اينرا ديگر حاجى براى شعر آورده است . استنار للمراد يعنى مستنير است براى مقصود ما
روشن است
براى مقصود ما . اگر مى گفت انار للمراد يعنى منير است و مقصود ما را روشن مى كند بهتر بود . ولى چون با
شعر جور در نمى آمده است لذا استنار آورده است .
3 - ( ... ) : آيا نبايد جزو مقدمات اين بحث اين مطلب را ذكر نمود كه ماهيت تشكيك ناپذير
--------------------
142
است
اما وجود تشكيك پذير است ؟
استاد : چرا . ما در درس گذشته اين مطلب را عرض كرديم و شايد بهتر بود كه مجددا هم به آن اشاره مى كرديم
.
البته شايد از نظر تنظيم مطالب كه چگونه مقدم و مؤخر ذكر بشود كه رابطه منطقى آنها خيلى روشن تر باشد
آن طور كه بايد روى اينها كار بشود كار نشده است
ولى خوب
اين بحثها وقتى كه يك دور كامل تا آخر
خوانده مى شود آن وقت مطالب بعدى به مطالب قبلى كمك مى كنند. اغلب در قسمتهاى اول مسائل آنطور كه بايد
روشن باشد روشن نيست

/ 1039