شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

و واقعا چنين چيزى هست . مثلا مى گوئيم
ديروز بر امروز مقدم است و امروز از ديروز مؤخر است . اين يك اعتبار محض نيست و يك امر قراردادى نيست
كه بتوانيم به جاى آن بگوئيم امروز بر ديروز مقدم است و ديروز از امروز مؤخر است . نه
يك خصوصيتى
يك
واقعيتى
يك جنبه اى و يك چيزى در ماوراء ذهن ما براى خود اين واقعيت هست كه از آن تعبير به تقدم و
تأخر مى كنيم . اين تقدم جزئى از زمان بر جزء ديگر چه خصوصيتى است ؟ چيست ؟
در غير زمان باز ما عينا اين مفهوم را اعتبار مى كنيم :
مثلا در مكان هم اعتبار مى كنيم
ولى در مورد مكان اين مفهوم نسبى است . اعتبارى نيست ولى نسبى است
يعنى با مقياس قرار دادن اشياء مختلف و تغيير مقياس يا مبدأ مقايسه فرق مى كند . فرق است ميان اينكه
يك امرى قراردادى و اعتبارى محض باشد و ميان اينكه واقعى باشد ولى در عين حال نسبى باشد . نسبى باشد
به اين معنى كه مى تواند يك شى ء در مقايسه با يك چيز ديگر و در نسبت با آن چيز ديگر مقدم باشد و همان
شى ء در مقايسه با يك چيز ديگر نسبت به همان شيئى كه بر او مقدم بود از او مؤخر باشد .
مثلا فرض كنيد كه از اينجا مى خواهيم به سمت مكه حركت كنيم
مكه را در نظر مى گيريم و راهى را كه از
اينجا منتهى مى شود به مكه . از اين مسيرى كه ما داريم مى رويم اينجا را كه خودمان هستيم مبدأ قرار مى
دهيم و مكه را منتهى
آن وقت مى گوئيم كه مثلا كرمانشاه قبل از بغداد است و بغداد بعد از كرمانشاه است
. اين (( قبل )) و (( بعد )) يعنى چه ؟ يعنى چه كرمانشاه قبل از بغداد است ؟ چه خصوصيتى و چه صفتى در
كرمانشاه است كه به موجب آن مى گوئيم كرمانشاه قبل از بغداد است ؟
و يا اگر عكس قضيه را در نظر بگيريم يعنى مكه را مبدأ قرار بدهيم و
--------------------
191
اينجا را منتهى قرار بدهيم آن وقت مى گوئيم بغداد قبل از كرمانشاه است . چه خصوصيتى و چه صفتى در
بغداد است كه به موجب آن مى گوئيم بغداد قبل از كرمانشاه است ؟
يا مثال معروفى را كه ذكر مى كنند در نظر بگيريد : مى گويند فرض كنيد ما از در شمالى يك مسجد وارد مى
شويم
در جنوب مسجد محراب قرار دارد . ( 1 )
امام مسجد در جلو و مأمورين در پشت سر او به نماز مى ايستند
ما از اين وضعيت تعبير مى كنيم به اينكه امام جلو است و مأمومين پشت سر او هستند يا مى گوئيم امام
مقدم است بر مأمومين
صفى را كه درست پشت سر امام تشكيل شده است صف اول مى ناميم و مى گوئيم آن صف مقدم
است بر آن صفى كه اسمش را صف دوم و صف سوم گذاشته ايم . يعنى اگر ما امام را مبدأ قرار بدهيم مى گوئيم
صف اول بر صف دوم تقدم دارد و يا اگر محراب را مبدأ قرار بدهيم مى گوئيم امام بر مأمومين تقدم دارد .
اما اگر در مسجد را كه پشت سر اين گروه قرار دارد و در شمال مسجد واقع است مقياس قرار بدهيم و نسبت به
آن حساب بكنيم صف آخر مى شود (( صف جلو )) يا صف اول
و صف اول مى شود (( صف آخر )) و لهذا مثلا امام به يك
نفر از افرادى كه در صف آخر هستند مى گويد شما كه جلوتر هستيد آن در را ببنديد . اينكه مى گويد (( شما كه
جلوتر هستيد )) به دليل اين است كه اگر از اين طرف حساب بكنيد و در مسجد را مبدأ مقايسه قرار بدهيد آن
وقت شما جلو هستيد ( 2 ) .

/ 1039