شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

195
واقع شده است و ديروز بر امروز مقدم است پس درس ديروز بر درس امروز مقدم است .
سعدى بر حافظ مقدم است . چرا سعدى بر حافظ مقدم است ؟ چون سعدى در قرن هفتم بوده است و حافظ در قرن هشتم
بوده است و قرن هفتم بر قرن هشتم مقدم است پس سعدى بر حافظ مقدم است . اين يك نوع تقدم و تأخرى است كه
به هر حال هست و ذهن انسان آنرا درك مى كند .
2 - سبق بالرتبه
نوع دوم از سبق را سبق بالرتبه مى نامند كه مقصود در اينجا سبق به ترتيب است . سبق به ترتيب ( كه البته
اين سبق اختصاص به مكان ندارد ) در آنجائى است كه يك شيئى ( مثل الف ) باشد كه آنرا به عنوان مبدأ در نظر
بگيريم يعنى مبدأيت برايش اعتبار بكنيم ( 1 ) و دو شى ء ديگر ( مثل ب وج ) باشد كه با شى ء اول ( الف ) نسبت
داشته باشند ولى در اين نسبتى را كه اين دو شى ء با شى ء اول دارند ( كه اين يك نسبت مشترك است يعنى نوع
همين نسبتى را كه ب با الف دارد ج هم با الف دارد ) سهم ب بيش از ج باشد . در اينجا است كه مى گوئيم ب در
اين نسبت با الف
تقدم دارد برج . يعنى با الف
هم ب نسبت دارد هم ج نسبت دارد
يعنى يك نسبت مشترك
دارند و آنچه از اين نسبت ج با الف دارد ب هم با الف دارد ولى ب با الف از همان نسبت مشترك چيزى دارد كه
ج ندارد .
در واقع مطلب از اين قرار است كه اين دو تا يك نسبت مشترك دارند و در عين اينكه با يكديگر نسبت مشترك
دارند امتيازى در كار هست ولى امتياز هم در همان ما به الاشتراك است نه اينكه امتياز در يك امر ديگرى
باشد . يك وقت دو چيز در يك امر با يكديگر اشتراك دارند و در امر ديگر از يكديگر امتياز دارند
1 - اينكه مى گوئيم (( مبدئيت برايش اعتبار بكنيم )) بعدا بيان خواهيم كرد كه چرا مى گوئيم مبدئيت برايش
اعتبار بكنيم .
--------------------
196
و يك وقت نه
دو چيز در يك امر با همديگر اشتراك دارند و در همان ما به الاشتراك از يكديگر امتياز
دارند كه ناچار بايد آن يك امرى باشد قابل شدت و ضعف . يعنى اين يكى آنرا به نحو اشد دارد و اين ديگرى
همان را به نحو اضعف دارد . كه البته مى دانيم كه شدت و ضعف يك امر اضافه بر يك شى ء ديگر نيست .
سبق بالرتبه در مورد امور مكانى
حالا اين سبق بالرتبه هم در امور مكانى مصداق دارد و هم در امور غير مكانى . اما در مورد مكانى همان
مثال مسجد و محراب را كه قبلا ذكر كرديم در نظر مى گيريم . وقتى كه محراب را ما مبدأ قرار بدهيم مى
گوئيم امام مقدم بر مأموم است . در اينجا كه مى گوئيم امام مقدم بر مأموم است يعنى چه ؟ مطابق تعريفى
كه ذكر كرديم اين تقدم به معنى اين است كه هم امام با آن محراب نسبت دارد و هم مأموم پشت سر او با آن
محراب نسبت دارد
هر دو يك نسبت مشترك دارند
ولى در همان نسبت مشترك امام از آن نسبت مشترك چيزى
دارد كه مأموم ندارد و هر چه از آن نسبت مشترك مأموم دارد امام هم دارد و آن نسبت مشترك نسبت نزديكى و
قرب به محراب است . ولهذا مى گوئيم امام اقرب به محراب است از مأموم . يعنى قرب
حد مشترك است ولى از
همين قرب كه حد مشترك است آنچه مأموم دارد اما امام هم دارد اما امام از قرب چيزى دارد كه مأموم ندارد
.
تحليل مفهوم سبق يا تقدم

/ 1039