شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

از همين جا ضمنا معنى تقدم هم روشن شد . قبلا گفتيم يك مسأله اى كه در باب سبق و لحوق بايد مطرح كنيم و
درباره اش بحث بكنيم اين است كه وقتى مى گوئيم يك چيز مقدم بر ديگرى است
اين به چه معنى است ؟ اين
مفهوم را بشكافيم و ببينيم اصلا معنى تقدم چيست ؟ معلوم شد معنى تقدم اين است كه متقدم و متأخر هر دو
يك امر مشترك دارند و در آن امر مشترك هر چه متأخر دارد متقدم
--------------------
197
دارد ولى متقدم چيزى دارد كه متأخر ندارد .
پس معلوم شد كه در سبق به ترتيب
اينچنين است كه دو شى ء وجود دارد و يك شى ء سوم را به عنوان مبدأ در
نظر مى گيريم ( كه اين مبدأ در نظر گرفتن را ما فعلا از مختصات سبق به ترتيب بحساب آورديم ) و آن دو شى ء
با آن مبدأ نسبت مشترك دارند و در همان نسبت مشترك يكى بر ديگرى تقدم دارد . (( تقدم دارد )) يعنى : آنچه
آن ديگرى دارد اين دارد
و دارد اين چيزى از همان امر مشترك را كه آن ديگرى ندارد .
اينكه در مورد سبق به ترتيب گفتيم (( مبدأ اعتبار بكنيم )) براى اين است كه ما اگر يك شى ء را به عنوان
مبدأ اعتبار بكنيم يكى مقدم مى شود بر ديگرى
و اگر شى ء ديگر را اعتبار بكنيم قضيه بر عكس مى شود
يعنى مقدم
مؤخر مى شود و مؤخر
مقدم مى شود ( همانطور كه قبلا بيان كرديم ) .
مثلا فرض كنيد كه در اينجا به ترتيب چهار شى ء داريم : الف داريم
ب داريم
ج داريم
د داريم ( حالا در
ترتيب مكانى در نظر بگيريد ) . الف را اگر مقياس قرار بدهيم و آن وقت ب و ج را نسبت به يكديگر بسنجيم مى
گوئيم ب مقدم است بر ج يعنى در قرب به الف كه مشترك ميان اين دو است آنچه كه ج دارد ب دارد و ب چيزى از
درجه قرب دارد كه ج ندارد .
حالا اگر در همين ترتيب بيائيم (( د )) را مبدأ قرار بدهيم و باز ب وج را نسبت به يكديگر بسنجيم مى گوئيم
مقدم است بر ب
يعنى ج و ب هر دوشان نسبت قرب را با (( د )) دارند
ولى در اينجا برعكس حالت قبل آنچه ب
از قرب نسبت به (( د )) دارد ج از نسبت قرب چيزى را دارد كه ب ندارد . پس از اين جهت است كه مى گوئيم ترتيب
اينها قابل تغيير نيست ولى اينكه اين طرف را ما مبدأ قرار بدهيم يا آن طرف را مبدأ قرار بدهيم با
يكديگر فرق مى كند .
و اين اختصاص به ترتيب هاى مكانى ندارد
در ترتيب هاى عقلى هم عينا همين
--------------------
198
حساب هست .
سبق بالرتبه در مورد امور عقلى
مثلا بحسب آن جهان بينى قوه و فعل و ماده و صورتى كه قدما داشتند در باب مقولات در مقوله جوهر
اشياء

/ 1039