شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

را اينچنين طبقه بندى مى كردند كه مى گفتند جوهر چند قسم است : عقل
نفس
جسم
ماده و صورت . بعد مى
گفتند جسم بما هو جسم يك تعين خاص پيدا مى كند و مى شود : (( معدن ))
تعين ديگرى يعنى در واقع صورت جديدى
صورت نوعيه علاوه اى پيدا مى كند و مى شود : (( نبات )) ( كه باز نبات هم خودش مى تواند صورتهاى نوعيه
باشد )
باز صورتهاى ديگرى پيدا مى كند
مى شود (( حيوان ))
و باز صورتهاى ديگرى پيدا مى كند
مى شود ((
انسان )) كه انسان را نوع الانواع مى ناميدند .
در اينجا ترتيب از اين قرار است : انسان
حيوان
نبات
معدن
جسم . اگر از آن طرف شروع كنيم مى گوئيم :
جسم
معدن
نبات
حيوان
انسان . يك ترتيبى اينجا در كار هست
اين ترتيب بهم نمى خورد . ولى وقتى كه مى
گوئيم آيا نبات مقدم است بر حيوان
يا حيوان مقدم است بر نبات
جواب اين است كه شما نسبت به كدام طرف
مى خواهيد بگوئيد . اگر نسبت به جسميت مى خواهيد بگوئيد كه آيا نبات بر حيوان مقدم است يا حيوان بر
نبات جواب اين است كه نبات بر حيوان مقدم است يعنى نسبت نبات به جسميت مقدم است بر نسبت حيوان به
جسميت . يعنى نبات أقرب به جسميت است تا حيوان . اما اگر انسان را به عنوان مبدأ اعتبار بكنيم قضيه
برعكس مى شود
حيوان به انسان نزديكتر است از نبات .
پس بنابراين تقدم و تأخر رتبى يا ترتيبى اختصاص به امور مكانى و جسمانى ندارد . وقتى كه در اينجا يك
شى ء را كه هم جسم است هم معدن است هم نبات است هم حيوان است و هم انسان در نظر مى گيريم و مثلا مى
گوئيم نبات اقرب به جسميت است تا حيوان در اينجا يك امر مكانى در كار نيست
چون در خارج
آن
--------------------
199
شيئى كه موجود است جسميتش عين معدنيتش است
معدنيتش عين نباتيتش است
نباتيتش عين حيوانيتش و

/ 1039