شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

مثلا صحبت از تشكيك مى شود و حال آنكه خود تشكيك بعدا گفته خواهد شد يا صحبت از
همين كميت و قابل انقسام بودن مى شود در صورتى كه بحث كميت و قابليت انقسام بعدا مى آيد . اينها در اين
كتابها چنين فرض كرده اند كه اين مسائل در آن كتابهاى ديگر خوانده شده و ذهن با آنها آشنائى دارد . به
هر حال مطلب مهمى نيست . اين مسائل بعدها به تدريج روشن تر مى شود .
( ح ) : شما بحث اشتراك معنوى وجود را تعمدا مقدم انداختيد ؟
استاد : بله
بحث اشتراك معنوى را مقدم انداختيم ولى بحث وحدت وجود را گذاشتيم براى بعد بحث تشكيك در
مبحث (( وحدت وجود )) گفته خواهد شد .
( ح ) : و لذا اگر كسى برايش مسأله امتناع تشكيك در ماهيت روشن نباشد ممكن است همان چيزى را كه ما
درباره وجود مى گوئيم درباره ماهيت بگويد
يعنى تشكيك را به ماهيت نسبت بدهد و يك تغيرى را كه دارد
صورت مى گيرد بگويد يك ماهيت است كه اين ماهيت آنا فانا دارد تغيير مى كند .
استاد : بله
درست است
به حرف شما توجه دارم . مى تواند همان چيزى را كه ما درباره وجود مى گوئيم او
بگويد در ماهيت هم هست . حالا ما بعدا مى گوئيم كه تغيير با ماهيت جور در نمى آيد
يعنى با ثبات ماهيت
جور در نمى آيد
يعنى با وحدت ماهيت جور در نمى آيد .
( ح ) : بله
بالاخره آن وقت گره قضيه اين مى شود كه ماهيت يك امرى است كه محتاج ثبات است و به اين ترتيب
در يك حركت اشتدادى ما نمى توانيم به واقعى بودن ماهيت
--------------------
143
معتقد باشيم .
استاد : اگر واقعى بدانيم ناچاريم حركت اشتدادى را به صورت مجموع نامتناهى سكونات توجيه بكنيم كه
اينهم محال است .
( ح ) : من بعدا يادم افتاد كه ما اين مطلب را كه حركت مجموع سكونات و زمان مجموع آنات نيست مى توانيم به
اين نحو تقرير كنيم كه در فيزيك مثلا از اتم ماده صحبت مى شود
از اتم نور هم مثلا صحبت مى شود به
عنوان فوتون
از اتم انرژى هم صحبت مى شود اما تاكنون نشنيده ايم كه از اتم زمان صحبت بكنند .
( ... ) : در آن نظريه اى كه زمان و حركت را وابسته بهم مى داند و براى زمان هستى اى مستقل از حركت شى ء و
در واقع زمان نسبى متعلق به هر حركت قائل نيست زمان به صورت يك امر انتزاعى ذهنى مى شود وابسته به
حركت . هستى مستقلى ندارد كه برايش جزء در نظر بگيريم يا نگيريم .
استاد : ولى اين دوتا بهم بستگى دارد . يعنى اگر براى زمان جزء اين جورى - جزء لايتجزى - قائل باشند
قهرا براى حركت هم بايد جزء قائل باشند
يعنى مساوى مى شود با انكار حركت كه حركتى در واقع وجود
ندارد الا مجموع سكونات .
( ح ) : اينكه حركتى در واقع وجود ندارد الا مجموع وجود و عدم يعنى ايجاد و اعدام . آن وقت اين مسأله خلق
مدام هم كه عرفا بيان كرده اند با اين قضيه ارتباط پيدا مى كند . يعنى ممكن است كسى بگويد : بلى
حركت

/ 1039