شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

حيوانيتش عين انسانيتش است . يعنى در خارج اينها رويهم چيده نشده است كه بعد بخواهيم يك ترتيب مكانى
برايش قائل بشويم .
3 - سبق بالشرف
وقتى كه دو شى ء در يك فضيلت و شرافت با يكديگر مشترك باشند اما سهم يكى از آنها از آن فضيلت و شرافت
بيش از ديگرى باشد در اينجا مى گوئيم آن يكى بر اين ديگرى تقدم دارد و سبق و تقدمش از نوع سبق و تقدم
بالشرف است .
مثلا ما مى گوئيم پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله از نظر مقام و منزلتى كه در نزد خدا دارد مقدم است
بر اميرالمؤمنين عليه السلام
يعنى پيغمبر اكرم قربى دارد به خدا و اميرالمؤمنين هم قربى دارد
ولى
پيغمبر اقرب از او است . يعنى آنچه از قرب اين دارد او هم دارد و او باز قربى دارد كه اين ندارد . پس
بنابراين
به اين ملاك است كه مى گوئيم پيغمبر اكرم مقدم بر اميرالمؤمنين است .
پس آنچه قبلا در تحليل مفهوم تقدم و ملاك تقدم و تأخر بيان كرديم و آن را در مورد تقدم بالرتبه تطبيق
نموديم در اينجا هم جارى است
يعنى تطبيقش در مورد تقدم و تأخر بالشرف هم خيلى واضح است ( 1 ) .
1 - چون تطبيق اين مفهوم و اين ملاك در مورد تقدم زمانى و تصويرش تا حدى مشكل است بحث درباره آنرا به
بعد موكول مى كنيم ولى در مورد ساير اقسام تقدم چون تطبيقش آسان است . به اين ملاك اشاره مى كنيم كه
آيا همين اصلى كه اينها در باب تقدم و تأخر مى گويند كه تحليل مى كنند و مى گويند ريشه تقدم و تأخر بر
مى گردد به اينكه دو چيز در يك امر با يكديگر مشترك باشند و در عين حال در همان ما به الاشتراك يكى از
ديگرى امتياز داشته باشد كه ما به الاشتراك عين ما به الامتياز باشد در مورد هر يك از اين اقسام تقدم
حكمفرماست يا نه ؟
--------------------
200
مثلا در آنجا كه ما زيد را اعلم از عمرو مى دانيم و مى گوئيم زيد در فقاهت مقدم بر عمرو است اين معنايش
اين است كه هر دوى اينها فقيهند
يعنى در فقاهت با يكديگر اشتراك دارند و در همان فقاهت كه با يكديگر
اشتراك دارند آنچه را كه عمرو دارد از فقاهت زيد دارد و زيد از همان فقاهت چيزى دارد كه عمرو ندارد .
قهرا در مورد ثروت هم همين طور است ( اگر چه در اين مورد ممكن است كسى بگويد مجاز است
ولى مجاز باشد
يا غير مجاز براى ما فرق نمى كند ) . اگر مثلا دو نفر ميليارد را در نظر مى گيريم و مى گوئيم زيد از عمرو
جلو است
يعنى اين ثروتمند است آن هم ثروتمند است
داشتن ثروت امر مشترك ميان هر دو است ولى از مقدار
و ميزان ثروت هر چه عمرو دارد زيد دارد و زيد از نظر مقدار و ميزان ثروت چيزى دارد كه عمرو ندارد .
4 - سبق بالطبع
قسم چهارم از سبق چيزى است كه فلاسفه آن را سبق بالطبع ناميده اند
مانند تقدمى كه در رابطه علت و
معلول
علت ناقصه بر معلول خودش دارد .
توضيح اينكه ما دو گونه علت داريم : علت تامه و علت ناقصه . اگر علت شى ء مركب باشد و ما همه اجزاء و
شرايط را در نظر بگيريم بطورى كه با بودن آنها پيدايش معلول نياز به هيچ چيز ديگرى نداشته باشد آن را

/ 1039