شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

(( علت تامه )) مى گوئيم و اما اگر بعضى از اجزاء علت تامه را در نظر بگيريم ولو اينكه همه اجزاء را در
نظر بگيريم منهاى يك جزء
آن را (( علت ناقصه )) مى ناميم .
علت تامه و علت ناقصه در اين جهت مشتركند كه اگر علت نباشد بالضروره معلول هم نيست
ولى فرقشان در
اين جهت است كه علت تامه اگر وجود داشته باشد بالضروره معلول وجود دارد
اما چنان نيست كه اگر علت
ناقصه وجود داشته
--------------------
201
باشد بالضروره معلول وجود پيدا كند
بلكه اگر علت ناقصه وجود داشته باشد و آن جزء يا اجزاء مكمل ديگر
هم وجود داشته باشد معلول وجود دارد و اگر جزء يا اجزاء مكمل ديگر وجود نداشته باشد معلول وجود ندارد
.
آن وقت بنابراين
يك رابطه اينچنينى در اينجا هست كه
(( لا يمكن أن يكون للمعلول وجود الا و للعله
وجود ))
ولى : (( يمكن أن يكون للعله وجود و لا يكون للمعلول وجود )) . يعنى در علت ناقصه هرگاه كه معلول
وجود داشته باشد علت حتما وجود دارد اما در مرتبه اى كه علت وجود دارد ضرورت ندارد كه معلول هم وجود
داشته باشد
يعنى امكان دارد كه معلول وجود نداشته باشد .
اين نوع از تقدم و تأخر را (( تقدم و تأخر بالطبع )) مى گويند و امر مشترك را در اينجا وجود گرفته اند .
علت موجود است
معلول هم موجود است ولى علت در وجود داشتن تقدم دارد بر معلول در وجود داشتن ( 1 ) .
1 - ( ح ) : البته مقصود علت ناقصه است نه علت به تمامه .
استاد : همان علت ناقصه را داريم مى گوئيم . چون در علت ناقصه اگر معلول وجود داشته باشد علت حتما وجود
دارد ولى اگر علت وجود داشته باشد ضرورت ندارد كه معلول وجود داشته باشد .
( ح ) : يعنى شما تصريح مى كنيد كه علت اينجا اعم از ناقصه و تامه است ؟
استاد : نه
علت ناقصه را عرض مى كنم . وقتى كه ما (( علت ناقصه )) مى گوئيم اين بشرط لا نيست . فرض كنيد ما
يك علتى داريم كه پنج جزء دارد . اين چهار جزء را ما علت ناقصه مى ناميم . اين چهار جزء را وقتى كه تنها
اعتبار بكنيم علت ناقصه است . حالا يك وقت هست كه اين جزء ديگر هم در كنار علت ناقصه هست آن وقت مى شود
: علت تامه . و يك وقت هست كه اين جزء ديگر در كنارش نيست مى شود همان علت ناقصه . معنى علت ناقصه اين
نيست كه حتما جزء ديگر نباشد . يعنى اين چهار جزء
علت ناقصه است اعم از اينكه آن جزء ديگر باشد يا
نباشد . وقتى كه فقط اين چهار جزء را اعتبار بكنيم آن را علت ناقصه مى گوئيم . البته معلوم
--------------------
202
پس ملاك تقدم و تأخر در اينجا وجود است كه بعدا راجع به ملاك ها به تفصيل بيشترى بايد بحث كنيم ( 1 ) .
5 - سبق بالعليه
نوع ديگر از تقدم

/ 1039