شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

به نحو اجمال در ذهن شما است . ذات انسان همان ذات حيوان ناطق است ولى در اينجا مى خواهيم ببينيم كه
آيا حيوان در ذات بودن و ناطق در ذات بودن مقدم است بر انسان يا انسان در ذات بودن مقدم است بر حيوان و
ناطق كه انسان جز آنها چيزى نيست ؟
( ح ) : آن وقت در اينجا ما كل را يك امرى مى گيريم غير از آن مجموعه اجزائش .
استاد : يعنى (( غير اجزاء ))
نه (( غير مجموعه اجزاء )) . (( مجموعه )) وقتى كه شما مى گوئيد يعنى اجزاء به
علاوه اعتبار جمع بودن . بايد بگوئيد : (( غير اجزاء )) . غير اجزاء با غير مجموعه اجزاء فرق مى كند
چون
وقتى شما مى گوئيد (( مجموعه اجزاء )) اجزاء را در حال اجتماع فرض كرده ايد
البته آن مى شود عين كل .
( ح ) : پس اينجا كل را با هر يك از اجزاء خودش در نظر مى گيريم .
استاد : با هر جزئى . با هر جزئى كه ما در نظر بگيريم جزء بر او مقدم است .
--------------------
207
تقدم بالطبع كه تقدم علت ناقصه بر معلول است و تقدم بالعليه كه تقدم علت تامه بر معلول است و تقدم
بالتجوهر مى شود . هر سه اينها را تقدم بالذات مى گويند .
7 - سبق بالحقيقه
نوع ديگر از سبق وجود دارد كه صدرالمتألهين آن را بر اقسام سبق اضافه كرده است ( 1 ) و اسمش را (( سبق
بالحقيقه )) گذاشته است
كه مقصود از حقيقت در اينجا همان تحقق و واقعيت است و حقيقت در اينجا غير از
حقيقت در اصطلاح امروز است كه در نقطه مقابل واقعيت قرار مى گيرد . پس سبق بالحقيقه كأنه سبق
بالواقعيه است .
ما به بسيارى از اشياء واقعيت را نسبت مى دهيم . مثلا اين شى ء را مى گوئيم واقعى است و آن ديگرى را هم
مى گوئيم واقعى است
يا اين شى ء را مى گوئيم موجود است و آن ديگرى را هم مى گوئيم موجود است
ولى وقتى
كه دقيقا تحليل مى كنيم مى بينيم از اين دو كه واقعيت را به هر دو نسبت مى دهيم يعنى واقعى بودن امر
مشترك ميان اين دو است يكى به طفيل ديگرى واقعى بودن را دارد . يعنى از اين دو يكى از ديگرى انتزاع شده
است و واقعى بودن اولا و بالذات مال آن ديگرى است و ثانيا و بالعرض مال اين دومى است ( كه اين همان
مسأله اصالت وجود و اعتباريت ماهيت است ) .
ما به خود وجود واقعيت را نسبت مى دهيم و مى گوئيم : وجود موجود است
وجود واقعى است . به ماهيت هم
واقعيت را نسبت مى دهيم و مى گوئيم واقعى است .
1 - البته صدرالمتألهين بر اقسام سبق دو قسم اضافه كرده است كه يك قسمش را حاجى در اينجا نقل كرده است
و قسم ديگرش را كه (( تقدم بالحق )) نام دارد چون جنبه عرفانى بسيار زيادى داشته است نقل نكرده است
و
ما هم به همين دليل آن را در اينجا ذكر نخواهيم كرد .
--------------------
208
انسان يك واقعيت است در خارج . واقعيت را به هر يك از اين دو كه نسبت مى دهيم درست است
هيچ كدام را
دروغ نگفته ايم . ولى وقتى كه به دقت بررسى مى كنيم و مطلب را مى شكافيم مى بينيم كه در اينجا دو چيز

/ 1039