شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نيست كه هر دو داراى واقعيت باشند
يعنى هم وجود داراى واقعيت باشد و هم ماهيت . در اينجا واقعيت
داشتن و حقيقى بودن اين دو در طول يكديگر قرار گرفته است . آن چيزى كه بما هو هو حقيقى و واقعى است خود
وجود است و آن چيزى كه به تبع و بالعرض و مجازا ( به نوعى مجاز بسيار دقيق عقلى كه با هزار زور فلسفه
بايد اين مجاز را از حقيقت جدا كرد ) واقعى است
ماهيت است .
پس بنابراين ماهيت و وجود هر دو در انتسابشان به واقعيت يعنى در انتسابشان به موجوديت مشترك هستند
ولى وجود در واقعى بودن تقدم دارد بر ماهيت در واقعى بودن
براى اينكه ماهيت به طفيل وجود اين نسبت
را پيدا كرده است .
8 - سبق دهرى
قسم ديگرى را ميرداماد بر اقسام سبق اضافه كرده است و آن همان سبق دهرى است كه در باب حدوث و قدم
معلوم شد كه مقصود از آن چيست و تعريفش كدام است .
در باب حدوث و قدم گفتيم كه ميرداماد يك نوع حدوث به اصطلاح خودش كشف كرده است و آن را حدوث دهرى
ناميده است . در آنجا گفتيم كه اين حدوث دهرى غير از حدوث زمانى است كه در ميان موجودات هم عرض يعنى
موجوداتى كه همه در يك عالم قرار گرفته اند مثل موجودات عالم طبيعت اعتبار مى شود و غير از حدوث ذاتى
است كه فلاسفه گفته اند و به معنى مسبوقيت وجود شى ء به امكان ذاتى خودش است
بلكه عبارت است از
مسبوقيت وجود شى ء به عدم خودش در عالم دهر
يعنى آنچه كه در عالم طبيعت موجود است در مرتبه عالم دهر
كه عالم دهر
--------------------
209
تقدم دارد بر عالم طبيعت موجود نيست يعنى معدوم است . پس وجودش در اين عالم مسبوق است به عدمش در عالم
ديگر .
در مورد حدوث زمانى وجود شى ء مسبوق بود به عدمش در عالم طبيعت ولى در امتداد زمانى . در اينجا وجود شى
ء مسبوق است به عدم خودش ولى در امتداد سلسله طولى به تعبير ميرداماد ( كه در گذشته خوانديم كه : ان
للموجود سلسلتين : سلسله طوليه و سلسله عرضيه ) . در همان مبحث حدوث دهرى هم گفتيم كه وقتى ما در مورد
حدوث دهرى مى گوئيم وجود اين شى ء مسبوق است به عدمش در عالم دهر . پس براى عالم دهر نوعى تقدم بر عالم
طبيعت قائل هستيم و آن تقدم هم غير از تقدم بالعليه است
بلكه همان تقدم بالدهر است كه ميرداماد قائل
بوده است .
تقدم بالدهر همين است كه آن عالم دهر يك عالمى است و اين عالم طبيعت هم يك عالمى
و اين عالم در مرتبه
آن عالم وجود ندارد و از اين جهت مثل تقدم زمانى است كه سابق و مسبوق از يكديگر انفكاك دارند . تقدم
دهرى از يك جهت با آن تقدم بالعليه و تقدم بالطبع و غيره بجز تقدم زمانى فرق دارد كه در آن تقدم
بالعليه سابق و مسبوق با هم هستند و با يكديگر مجتمع هستند ولى سبق و تقدم دهرى نظير سبق و تقدم زمانى
يك نوع سبق و تقدم انفكاكى است اما انفكاك طولى نه انفكاك عرضى ( 1 ) .
1 - ( ح ) : اين تقدم دهرى چه فرقى با آن سبق و تقدم بالحقيقه دارد ؟
استاد : در سبق بالحقيقه حساب حقيقت و مجاز در كار بود . اينجا كه سخن از سبق و تقدم دهرى است هر دو
حقيقت است . در آنجا قضيه اين بود كه ما دو شى ء داريم كه واقعيت را به هر دو نسبت مى دهيم ولى اين
واقعيت نسبتش به يكى از اين دو تا حقيقى حقيقى است و نسبتش به ديگرى وقتى كه به دقت عقلى نگاه مى كنيم

/ 1039