شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

در مورد تقدم بالرتبه يا تقدم بالترتيب گفتيم كه ملاك اين است كه امر سومى وجود دارد كه در انتساب به
اين امر سوم متقدم و متأخر اشتراك دارند ولى در همين امرى كه اشتراك دارند هر چه متأخر از اين انتساب
دارد متقدم دارد و متقدم چيزى از اين مشترك دارد كه متأخر ندارد .
در مورد تقدم بالطبع هم گفتيم كه ملاك وجود است كه باز بيشتر بايد در باره اش بحث بشود .
در مورد تقدم بالعليه گفتيم كه ملاك (( وجوب )) است .
در مورد تقدم بالحقيقه هم گفتيم كه ملاك باز همان حقيقت يعنى نفس واقعيت
--------------------
212
و واقعى بودن است .
در تقدم دهرى هم به تعبير ميرداماد ملاك به اصطلاح همان بودن در متن واقع است كه البته تصورش هم تا
اندازه اى مشكل است .
اينها مسائلى بود كه به آنها اشاره كرديم ولى بيش از اين بايد درباره آنها بحث بشود و مخصوصا مسأله
زمان و تأخر زمانى مشكل بيشترى دارد . ببينيم آيا همه اينها را مى توانيم در يك جا و در يك تعريف
بگنجانيم يا نه .
البته در اينجا نظريات ديگرى هم هست : شيخ اشراق بالخصوص در اينجا يك نظريه اى دارد كه تا اندازه اى
هم قابل توجه است . او خواسته است بعضى از اين تقدم ها را اصل بگيرد و بعضى تقدم هاى ديگر را فرع و از
جمله مى خواهد تقدم بالزمان را به تقدم بالطبع برگرداند
كه اين مطلب هم لازم است كه انشاءالله يك
مقدار درباره اش بحث بشود .
--------------------
213
سبق و لحوق يا تقدم و تأخر (( 2 ))
بحث ما درباره تقدم و تأخر بود و معنى تقدم و تأخر را بيان كرديم . در اينجا يك مطلب ديگرى را هم به
تناسب بيان بكنيم كه براى بحث فعلى ما نافع است و آن اينكه در منطق اصطلاح معروفى هست و آن اصطلاح اين
است كه مى گويند كلى بر دو قسم است : كلى متواطى و كلى مشكك . اكنون بايد ببينيم مقصود از كلى متواطى و
كلى مشكك چيست و فرقشان در چه جهت است ؟ فرق كلى متواطى و كلى مشكك در نسبت و ارتباطى است كه كلى با
افراد خودش دارد .
كلى متواطى
اگر صدق كلى بر افراد به طور متساوى باشد يعنى صدقش بر همه افراد بلاتفاوت باشد و بعضى افراد در
مصداق واقع شدن براى اين كلى نسبت به بعض افراد ديگر يك نوع اولويتى
اقدميتى
اوليتى نداشته باشند
اين كلى را كلى متواطى مى ناميم .
مثلا (( هوا )) - كلى هوا - را كه يك عنصر خاص است در نظر مى گيريم و بعد مى گوئيم مثلا اين هوائى كه در
اينجا هست هوا است
هوائى كه در آنجا هست هوا است
هوائى كه آنجا هست هوا است . هوا در اينجا يك كلى
متواطى است يعنى صدقش بر افراد خودش متساوى است و همه هواها در هوا بودن يكسانند .
--------------------
214
آب هم كه يك عنصر خاص است يا يك مركب خاص است كه از دو عنصر تشكيل شده است همين طور است . هر چه آب در
عالم هست در آب بودن با يكديگر متساوى هستند

/ 1039