شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

مجموع وجود است و عدم
منتها خلق مدام در كار است :
استاد : خوب
چون آن حرف
به آن صورت از نظر فلسفى قابل توجيه نيست لذا ملاصدرا و امثال او مى گويند كه
گرچه حرف خود را به اين صورت گفته اند ولى مقصودشان همان حركت جوهريه است . البته ظاهر حرف عرفا اين
است كه :
عارفان در دمى دو عيد كنند
عنكبوتان مگس قديد كنند
و لذا آنها مى گويند كه در هر (( آن )) جهان موجود مى شود و معدوم مى شود نظير حرفى كه امروز در باب نور
مى گويند كه اين نور آنا فاناهى موجود و معدوم مى شود ولى ما آنرا يك روشنى متصل مى بينيم از جهت
اينكه اثرش در چشم ما باقى است و الا در واقع و نفس الامر آنا فاناهى خاموش و روشن مى شود
هى خاموش و
روشن مى شود .
--------------------
144
آنها معتقدند كه تجلى اينچنين است و لذا مى گويند لا تكرار فى التجلى . آنها معتقدند كه ذات حق دائما
در حال تجلى است
هى تجلى مى كند و هر تجلى غير از تجلى بعدى است بطوريكه كانه به يك نوع انفصال قائل
هستند . بهر حال ظاهر حرف عرفا اين است كه عالم آنا فانا معدوم مى شود و خلق مى شود
معدوم مى شود و
موجود مى شود
معدوم مى شود و موجود مى شود . مولوى هم در مثنوى مى گويد :
هر نفس نو مى شود دنيا و ما
بى خبر از نو شدن اندر بقا
ولى توجيه صحيح تر حرفشان اين است كه چون با يك نوع استغنا و بى نيازى به مسائل فلسفى نگاه مى كنند و
اصلا به فلاسفه اعتنا ندارند لذا پاى بند اين نيستند كه حرفشان از نظر فلسفى جور در بيايد
يعنى
اهميت نمى دهند به اينكه حرفهايشان با موازين فلاسفه جور در بيايد يا جور در نيايد .
( ح ) : بله
منظور بنده اين است كه اگر به لوازم منطقى اين مسأله خلق مدام كه مالا صحيح است يا غلط كارى
نداريم توجه و دقت شود مى توان آن را بعنوان يك نظريه اى در برابر نظريه حركت جوهرى هم قرار داد .
استاد : بله .
( ح ) : دكارت هم به يك چنين نظريه اى معتقد است . دكارت هم يكى از دلائلى كه در (( تأملات )) براى اثبات
وجود خدا مى آورد اين است كه مى گويد هيچ چيزى بودنش در يك (( آن )) تضمين نمى كند بودنش در (( آن )) بعد را
. يعنى وجود را يك امر ساكن ثابت مى انگارد كه وجود در اين (( آن )) دليل وجود در (( آن )) بعد نيست . پس اگر
ما مى بينيم اشياء در آنات و در زمانهاى گوناگون وجود دارند از جهت اين است كه دائما خلق مى شوند
يعنى دكارت هم به خلق مدام قائل است .
استاد : نه
آن يك حرف ديگر است . نه
آن غير از اين است . آن حرف درستى هم هست . يعنى وجود شى ء در اين ((
آن )) به وجود آورنده وجود خودش در (( آن )) بعد نيست . اگر اين مطلب ثابت بشود ( كه البته در باب حركت ثابت

/ 1039