شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

در اينجا اين امر مشترك خود كلى است
يعنى همان چيزى كه در منطق آنرا كلى مشكك مى گويند . به عبارت
ديگر : ما دو فرد داريم كه هر يك از اين دو فرد نسبتى با اين كلى دارد ولى هر نسبتى كه اين فرد ضعيف تر
با آن كلى دارد به آن فرد شديدتر هم آن نسبت را با آن كلى دارد
و آن فرد شديدتر نسبتى با آن كلى دارد
كه اين ديگرى ندارد .
--------------------
216
مثلا دو عالم را در نظر بگيريد كه هر دو در يك رشته خاص عالم هستند و هر دو داراى يك علم معينى هستند
آن علم معين را هم اين يكى دارد و هم آن ديگرى دارد ولى يكى از اينها اعلم از ديگرى است . در اينجا هر
دو مصداق عالم هستند اما يكى به طريق اولى عالم است . يكى اكثر علما است از ديگرى يا اشد علما است از
ديگرى . و يا مثلا دو عالم را در نظر بگيريد كه يكى از آن دو علمش فاضلتر و شريفتر باشد از علم ديگرى (
مثلا علم يكى از نوع علوم حقيقى باشد و علم ديگرى از نوع علوم جزئى يا علوم اعتبارى باشد ) در اين صورت
مى گوئيم اين يكى افضل علما است از ديگرى .
بحث فلسفى مسأله تقدم و تأخر و بحث منطقى مسأله كلى مشكك به يك ريشه بر مى گردد
پس در واقع اين مسأله تقدم و تأخر كه در فلسفه مى گويند و مسأله كلى مشكك كه در منطق مى گويند هر دو تا
به يك ريشه بر مى گردند
يعنى وقتى از تقدم و تأخر سخن مى گوئيم بحث ما روى آن دو شى ء است و وقتى
درباره كلى مشكك بحث مى كنيم بحث ما روى امر مشترك است .
در باب تقدم و تأخر گفتيم كه ملاك تقدم و تأخر اين است كه يك امر مشترك داريم و دو شى ء داريم كه هر يك
از اين دو شى ء با اين امر مشترك نسبت دارند و هر نسبتى كه اين يكى با آن امر مشترك دارد آن ديگرى دارد
ولى آن ديگرى نسبتى با آن امر مشترك دارد كه اين ندارد . در فلسفه بحث روى اين دو شى ء است و مى گويند
آن ديگرى مقدم است بر اين يكى . در منطق بحث روى آن امر مشترك است . ولى هر دو در يك موضوع بحث مى كنند .
منتهايش منطق مى گويد كه اين امر مشترك را از آن جهت كه نسبتش با اين افراد فرق مى كند من (( كلى مشكك ))
مى نامم . فلسفه مى گويد اين دو چيز كه در يك امرى با يكديگر مشتركند از
--------------------
217
آن جهت كه نسبتى كه يكى از اين دو با آن امر مشترك دارد با نسبتى كه آن ديگرى از آن امر مشترك دارد
متفاوت است و آنچه را كه آن ديگرى از آن امر مشترك دارد اين شى ء دارد و اين شى ء از آن امر مشترك چيزى
دارد كه ديگرى ندارد پس من اين را (( متقدم )) مى نامم و آن ديگرى را (( متأخر )) مى نامم .
پس باز هم بحث روى همين سه امر است منتهايش منطق روى آن امر مشترك بحث مى كند و حرفش از آنجا شروع مى
شود
و فلسفه روى آن دو شيئى بحث مى كند كه در آن امر مشترك با يكديگر اشتراك دارند و بينشان هم
اختلاف هست .
هر جا تقدم و تأخر يا كلى مشكك در كار باشد ما به الاشتراك عين ما به الامتياز مى شود
ضمنا از اينجا يك مطلب ديگر فهميده مى شود و آن مطلب ديگر اين است كه هر جا كه كلى مشككى در كار باشد و
يا تقدم و تأخرى در كار باشد ( اگر از ديد منطق نگاه كنيم مى گوئيم : كلى مشكك و اگر از ديد فلسفه
ببينيم مى گوئيم : ( تقدم و تأخر ) در آنجا به نحوى ما به الاشتراك عين ما به الامتياز مى شود .
توضيح اينكه : ما اين مطلب را خوب مى شناسيم يعنى با آن آشنا هستيم و همه ذهن ها با آن آشنا است كه اگر
دو امر در يك امرى سومى با يكديگر اشتراك داشته باشند ناچار اين دو امر بايد در يك امرى هم با يكديگر
اختلاف داشته باشند والا اگر دو چيز از هر جهت يكسان باشند اصلا دو چيز نيستند . بالاخره در يك امرى و
يك چيزى بايد با يكديگر اختلاف داشته باشند و اين چيزى داشته باشد كه آن ديگرى نداشته باشد والا اگر

/ 1039