شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

هر چه كه آن دارد اين هم داشته باشد و هر چه كه اين دارد آن هم داشته باشد ديگر كثرت پيدا نمى شود .
مثلا اگر ما دو شى ء مشابه در اينجا داشته باشيم و شما بگوئيد هر چه اين دارد
--------------------
218
آن هم دارد و هر چه آن دارد اين هم دارد مى گوئيم : بالاخره اين در اينجا قرار گرفته است و آن در آنجا
قرار گرفته است
اين يكى اين امكان را دارد و آن ديگرى مكان ديگرى را دارد .
از اين جهت است كه طبق معمول اينچنين گفته مى شود كه آنجا كه ما به الاشتراك در كار باشد لااقل يك امر
ديگرى به نام ما به الامتياز هم بايد در كار باشد تا باعث اختلاف و امتياز دو شى ء از يكديگر بشود . دو
نوع كه در يك جنس با يكديگر اشتراك دارند در فصل با يكديگر اختلاف دارند
دو فرد كه در نوعيت مشترك
هستند در مشخصات فردى با يكديگر اختلاف دارند
پس ما به الاشتراك نوعيت آنها است
ما به الامتياز
مشخصات فردى آنها است . اين سفيدى كاغذ سفيدى است
اين سفيدى پارچه هم سفيدى است . اينها هر دوشان يك
نوع هستند اما در عين حال (( اين )) سفيدى قائم به اين محل است و (( آن )) سفيدى قائم به محل ديگر است
يعنى
موضوع اين با موضوع آن فرق مى كند .
آن وقت يك مسأله ديگر در اينجا مطرح مى شود و آن اينكه آيا هميشه بايد ما به الامتياز غير از ما به
الاشتراك باشد . البته انسان ابتداء اينچنين فكر مى كند كه مى گويد ما به الاشتراك بايد غير از ما به
الامتياز باشد ولى اگر بگوئيم كه هميشه بايد ما به الاشتراك غير از ما به الامتياز باشد آنگاه پس
تكليف ما در مشكك ها چه مى شود ؟
ما هر جا كه به تعبير اهل منطق كلى مشكك داريم و يا هر جا كه به تعبير فلاسفه تقدم و تأخر داريم وقتى
كه دقت مى كنيم مى بينيم ما به الاشتراك عين ما به الامتياز است . ولذا در باب ملاك كلى مشكك و يا ملاك
تقدم و تأخر مى گوئيم دو چيز در يك امر اشتراك دارند و در همان چيزى كه اشتراك دارند هر چه يكى دارد
ديگرى دارد و ديگرى از همان امر ما به الاشتراك چيزى دارد كه اين يكى ندارد .
--------------------
219
مثلا در مورد همان تقدم و تأخر بالطبع يك مبدئى مثل محراب مسجد را در نظر مى گيريم و بعد مى گوئيم
امام مقدم است بر مأموم و يا مى گوئيم صف اول مقدم است بر صف دوم . اينجا كه مى گوئيم امام مقدم است بر
مأموم يعنى چه ؟ مقدم بودن امام به اين معنى است كه اگر محراب مسجد را به عنوان مبدا در نظر بگيريد
امام به محراب نزديكتر است . يعنى قرب به محراب امر مشترك ميان هر دو است ولى هر قربى كه مأموم دارد
امام دارد و امام درجه اى از قرب دارد كه مأموم ندارد . پس اينجا در واقع ما به الاشتراك عين ما به
الامتياز شده است .
اين مطلب را كه گفته شد تا اين مقدارش را تا زمان بوعلى هم قبول كرده اند ولى در اينجا امثال بوعلى يك
توضيحى مى دهند و يك نظريه اى دارند كه هم اكنون به ذكر آن مى پردازيم :
نظريه بوعلى در مورد عدم تشكيك در ذات ها و ذاتى ها
آن نظريه كه بوعلى در اينجا دارد اين است كه امور مشكك هميشه در غير ذاتى ها است . يعنى در جنس و نوع و
فصل نيست
بلكه در كلى هاى عرضى است . مثلا حيوان جنس است
ناطق فصل است و انسان نوع است . يا آب يك

/ 1039