شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

عرضى عام و عرضى خاص از كليات خمس نه از قبيل جنس و نوع و فصل ) در كار باشد كه دو مصداق آن كلى عرضى را
كه در نظر مى گيريم مى بينيم هر دو مصداق آن هستند و اين دو مصداق در مصداق بودنشان براى آن كلى عرضى
متشكك هستند و با يكديگر فرق دارند . چرا ؟ چون مصداق كلى عرضى در واقع معنايش اين است كه اين مصداق با
آن مبداء كلى عرضى و با مبدأ اشتقاقش نسبت دارد . مثلا اگر مى گوئيم (( ابيض )) يعنى با بياض نسبت دارد و
اگر مى گوئيم (( عالم )) يعنى با علم نسبت دارد . در نسبت
تشكيك مانعى ندارد . اين حرفى بوده است كه
بوعلى گفته است .
پس بنابراين
امثال بوعلى تشكيك را به معناى اينكه ما به الاشتراك عين ما به الامتياز باشد به آن
معنائى كه بعد عرض خواهيم كرد قبول نكرده اند . تا اين مقدار را قبول كرده اند
حالا اسمش را هر چه مى
خواهيد بگذاريد . آنها تا اين مقدار را قبول كرده اند .
--------------------
223
نظريه شيخ اشراق در مورد جارى بودن تشكيك در همه كليات چه ذاتى و چه عرضى
بعد شيخ اشراق آمده اين حرف را رد كرده و گفته است كه نه
همانگونه كه تشكيك در كلى هاى عرضى جايز است
تشكيك در كلى هاى ذاتى هم جايز است . يعنى مثلا ممكن است كه ما دو آب داشته باشيم و يكى آب تر باشد يعنى
در آب بودن كه همان ما به الاشتراكشان است با يكديگر اختلاف داشته باشند . و يا مثلا ممكن است دو
انسان در انسان بودن همان ماهيت انسان بودن با يكديگر اختلاف داشته باشند . ضرورتى ندارد كه هر جا كه
ما كلى مشككى داريم آن كلى مشكك با افراد خودش نسبت عرضى داشته باشد نه نسبت ذاتى
بلكه ممكن است كه ((
كلى ))
ذاتى افراد خودش باشد و در عين حال تشكيك هم در آن وجود داشته باشد .
اين همان مطلبى است كه در اوايل همين كتاب (( شرح منظومه )) خوانديم كه ( 1 ) :
الميز اما بتمام الذات
او بعضها او جا بمنضمات
بالنقص و الكمال فى المهيه
ايضا يجوز عند الاشراقيه
كه بيت دوم درباره همين مطلبى است كه در اينجا گفتيم .
نظريه صدرالمتألهين در مورد عدم تشكيك در همه ماهيات و كليات چه ذاتى و چه عرضى و جارى بودن تشكيك در
حقيقت وجود
بعد صدرالمتألهين آمد و نظر شيخ اشراق را رد كرد همچنانكه نظر بوعلى
1 - ما مكررا گفته ايم كه مطالب اين گونه كتابها غالبا در رابطه با يكديگر است كه به خوبى روشن مى شود و
درك مى شود . يعنى يك سلسله مطالب ديگر بايد بعد گفته بشود تا آن مطلب قبلى روشن بشود .
--------------------
224
را هم رد كرد و قبول نكرد . حرف شيخ اشراق را كه اصلا قبول نكرد كه واقعا ماهيت بتواند در ماهيت بودن
خودش يك امر مشككى باشد
ولى آمد يك مطلب ديگرى بيان كرد كه باز از اصالت وجود نتيجه مى شد و آن مطلب
ديگر اين بود كه گفت اصلا تشكيك حقيقى ربطى به عالم ماهيات ندارد . تشكيك حقيقى مال وجود است . آنجا كه
ما به الاشتراك واقعا عين ما به الامتياز مى شود قضيه به حقيقت وجود برمى گردد .

/ 1039