شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

همه تشكيك ها يا آخرش به وجود برمى گردد يا تشكيك هائى است كه در يك امور اعتبارى جارى است
كه البته
وقتى در امور اعتبارى باشد جز و حقايق نيست و از دايره بحث فلسفى خارج است . هر جا كه يك تشكيك حقيقى
حقيقى باشد در آنجا ما به الاشتراك عين ما به الامتياز است و آن چيزى كه ما به الاشتراك و ما به
الامتياز هر دو در آن يكى مى شود حقيقت وجود است . اصلا باب معانى و باب مفاهيم و باب كليات همه اينها
از دايره تشكيك بيرون هستند .
--------------------
225
تحليل مسأله تقدم و تأخر و اينكه از نظر صدرالمتألهين تقدم و تأخر حقيقى هم به وجود برمى گردد
ضمنا از اينجا تكليف مسأله تقدم و تأخر براى ما روشن تر مى شود و مفهوم آن را بهتر درك مى كنيم : ( 1 )
ما در باب تقدم و تأخر گفتيم تقدم و تأخر معنايش اين است كه دو امر در يك امر سوم با يكديگر اشتراك
داشته باشند و اين دو امرى كه در امر سوم با يكديگر اشتراك دارند هر چه كه يكى از اين دو امر مشترك
دارد ديگرى دارد و ديگرى از اين امر مشترك چيزى دارد كه اولى ندارد . باز معنايش اين مى شود كه آن ما
به الاشتراك در اين وجود دارد در آن هم وجود دارد ولى ما به الامتياز اين دو از يكديگر عين ما به
الاشتراك است
چون قضيه به شدت و ضعف برمى گردد .
اصلا شدت و ضعف - خود شدت و ضعف - غير از اين معنى ندارد كه ما به الاشتراك و ما به الامتياز يكى باشد .
وقتى كه ما مى گوئيم يك امر به شدت و ضعف در اينجا وجود دارد نه اين است كه اين امر در اينجا مخلوطى
دارد كه در آنجا ندارد . در اينجا خودش است
در آنجا هم خودش است
در اينجا غير از خودش
1 - گو اينكه با اين بيانى كه الان عرض كردم يادم نيست كه خود صدرالمتألهين هم در يك جائى در باب تقدم و
تأخر مطلب را به اين نحو بيان كرده باشد ولى اين نتيجه گيرى از حرف او مى شود و احيانا شايد در لابلاى
حرفهايش هم پيدا بشود .
--------------------
226
چيزى نيست
در آنجا هم غير از خودش چيزى نيست
ولى اينجا از همان خودش چيزى دارد كه آنجا ندارد . يعنى
از آن امر مشترك اين چيزى دارد كه آن ندارد .
تمثيل امور مشكك به مسأله حركت
بهترين مثالش مسأله حركت و سرعت است . ما اگر دو حركت داشته باشيم يكى با سرعت ده كيلومتر در ساعت و
يكى با سرعت صد كيلومتر در ساعت . اينها هر در حركتند
ولى آيا از اين دو تا حركت
اولى كه ده كيلومتر
در ساعت است حركت است و دومى كه صد كيلومتر در ساعت است اين حركت است كه يك چيز ديگرى به آن اضافه شده
است ؟ يعنى آيا يك چيز ديگرى غير از حركت در اينجا وجود پيدا كرده است ؟ وقتى كه آن بطء و اين سرعت را
در نظر مى گيريم و آنرا (( بطء )) مى گوئيم و اين را (( سرعت )) مى گوئيم آيا در اينجا يك امر علاوه بر حركت
پيدا شده است كه نامش سرعت است ؟ آيا يك چيز ديگرى به حركت ضميمه شده است ؟ يا آن خودش حركت است
اين
هم خودش حركت است
آن يك درجه از حركت است

/ 1039