شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

اين سقف در جاى خودش قرار گرفته است و اين كف هم در جاى خودش قرار گرفته است ولى ما در اينجا
مفهوم فوقيت را براى آن و مفهوم تحيت را براى اين انتزاع مى كنيم . يا خودمان كه اينجا نشسته ايم مى
گوئيم ما در زير سقف هستيم . اين زير سقف بودن يك مفهوم انتزاعى است . وقتى كه ما از اينجا مى رويم سقف
در جاى خود وجود دارد
كف هم در جاى خود وجود دارد
اما زير سقف بودن ما وجود ندارد . پس اين زير سقف
بودن يك مفهوم انتزاعى است كه نحوه انتزاعش به اين صورت است كه از اين طرف زمين و مركز زمين را در نظر
مى گيريم و از يك طرف ديگر قسمتى از اين محيط و اين فضا را كه بالاى سر ما قرار دارد در نظر مى گيريم و
بعد موقعيت اين سقف را نسبت به مركز زمين و موقعيت خودمان را نسبت به مركز زمين مى سنجيم آن وقت مى
بينيم ما به مركز زمين نزديكتر هستيم
يعنى اگر خطى از مركز زمين خارج بشود كه از محلى كه ما در آن
واقع شده ايم عبور كند و سپس امتداد پيدا كند اين خط اول از ما عبور مى كند و بعد به سقف مى رسد . پس
بنابراين مى گوئيم سقف فوق است و يا مى گوئيم ما در زير اين سقف واقع شده ايم و اين سقف در بالاى سر ما
قرار گرفته است . ولى همه اينها اعتبارات و انتزاعات ذهن است كه اگر چنين چيزى بشود چنان چيزى مى شود
اين فقط يك (( اگر )) است . يعنى الان موقعيت مكانى ما و اين سقف به نحوى است كه اگر خطى از مركز زمين
خارج بشود و بيايد از اين نقطه بگذرد اين خط اول از ما مى گذرد و بعد از اين
--------------------
229
شيئى كه اسمش را سقف گذاشته اند مى گذرد . لهذا مى گويند كه اين سقف فوق است و ما نسبت به او تحت هستيم .
آن وقت بنابراين
اين نسبتهاى ديگر هم از قبيل : نزديكتر
دورتر
كوتاه تر
بلندتر
كمتر
بيشتر
...
همه اينها يك انتزاعاتى است كه آخرش به (( اگرها )) برمى گردد . ما بسيارى از امور انتزاعى داريم كه اين
امور انتزاعى به (( اگر )) برمى گردد .
مثلا مى گويم من به آن نقطه نزديكترم . من به خانه فلان كس نزديكتر هستم . خود اين نزديك بودن و
نزديكتر بودن يك امر عينى نيست
اين برمى گردد به يك (( اگر )) هائى در اينجا كه مثلا : اينجا كه من هستم
او هم هست
اگر بيايم فاصله خودم و فاصله او را تا فلان نقطه اندازه گيرى بكنم فاصله او يك فاصله است
و فاصله من يك فاصله ديگرى است
فاصله او يك كيلومتر است و فاصله من دو كيلومتر است
اين يك واقعيت
است
يك امر عينى است
پس فاصله او از فاصله من كمتر است
اين يك واقعيت است . اما ما از اينجا انتزاع
مى كنيم كه پس شما نزديكتر هستيد

/ 1039