شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

من دورتر هستم
يا شما نزديك هستيد
من هم نزديك هستم ولى شما از من
نزديكتر هستيد . اينها و تقدم و تأخرهاى نظير اينها آخرش برمى گردد به امور انتزاعى . ولى تقدم و
تأخرهاى حقيقى تقدم و تأخرهائى است كه در نهايت امر بايد به وجود برگردد .
آن وقت در ميان اين اقسام تقدم و تأخرى كه داشتيم در بعضى از اينها است كه روى اين حساب كه گفتيم
بنابر نظريه صدرالمتألهين تقدم و تأخرهاى حقيقى بايد در نهايت امر به وجود برگردد يك مقدارى دچار
اشكال مى شويم كه ما چگونه مى توانيم تقدم و تأخر را در نظر بگيريم
بلكه شايد هم آخرش چاره اى نداشته
باشيم كه وارد حرف شيخ اشراق بشويم و آنرا بپذيريم ( 1 ) .
] 1 ] - ظاهرا اشاره است به حرف شيخ اشراق در مورد تقدم و تأخر زمانى كه آنرا به
--------------------
230
بيان ملاك تقدم و تأخر در هر يك از اقسام آن
اصل مطلب ما كه تا حالا همه اش درباره آن بحث كرده ايم در مورد اين فصل از (( شرح منظومه )) بود كه تحت
عنوان (( فى تعيين ما فيه التقدم فى كل واحد منها )) ذكر شده است . يعنى بحث ما راجع به اين بوده است كه
در هر تقدم و تأخرى يك امر مشترك وجود دارد كه متقدم و متأخر در آن امر مشترك با يكديگر شريكند ولى هر
چه متأخر از آن امر مشترك دارد متقدم هم دارد و متقدم از آن امر مشترك چيزى دارد كه متأخر ندارد . به
عبارت ديگر آن امر مشترك يك امر مشكك است . ولى مسأله اين است كه در اين هشت قسم تقدم و تأخر كه بيان
كرديم بايد آن امر مشترك را پيدا كنيم .
بايد ببينيم در تقدم بالرتبه آن امر مشترك چيست ؟
بايد ببينيم در تقدم بالشرف آن امر مشترك چيست ؟
بايد ببينيم در تقدم بالطبع آن امر مشترك چيست ؟
بايد ببينيم در تقدم بالعليه آن امر مشترك چيست ؟
در تقدم بالحقيقه امر مشترك چيست ؟ در تقدم بالزمان امر مشترك چيست ؟ در همه اينها يكى يكى بايد آن
امر مشترك را كشف كنيم و به دست بياوريم و همين است كه باز ما را در بعضى از اينها فى الجمله دچار
اشكال خواهد كرد . بحث خود را به همين جا خاتمه داده و بحث بيشتر را به درس آينده موكول مى كنيم ( 1 ) .
تقدم و تأخر بالطبع برمى گرداند كما اينكه نظريه علامه طباطبائى قدس سره نيز همين است كه بين اجزاء
زمان رابطه قوه و فعليت برقرار است و تقدم و تأخر اجزاء زمان به تقدم و تأخر بالطبع باز مى گردد كه در
درسهاى گذشته به اين مطلب اشاره شده است و در درس آينده نيز به نحو مبسوط ترى مورد بحث قرار خواهد
گرفت .
1 - ( غ ) : آنچه را كه امثال بوعلى در مورد كلى ذاتى گفته اند كه قابل تشكيك نيست و به نحو متواطى بر
افراد خودش صدق مى كند در مورد كلى عرضى هم مى شود گفت .
--------------------
231
استاد : نه
در مورد كلى عرضى قضيه برمى گردد
به تشكيك حقيقى
مثل همان سفيدى
كه مثلا دو جسم داريم
يكى سفيد است و يكى سفيدتر . شيخ و امثال وى اينچنين فكر مى كنند كه آنجا كه دو مصداق داريم كه هر دو
سفيدند ولى مى گوئيم كه يكى سفيدتر است معنايش اين است كه اين مصداق با سفيدى نسبت دارد

/ 1039