شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آن مصداق هم
با سفيدى نسبت دارد ولى نسبت ها يكسان نيست . اما برخلاف آنچه كه شيخ و امثال وى مى گويند مسأله
اينچنين نيست
بلكه معنايش اين است كه خود سفيدى يك وجود قابل شدت و ضعف است . يعنى سفيدى مى تواند يك
وجود شديد داشته باشد و مى تواند يك وجود ضعيف داشته باشد ( البته بنابر اينكه سفيدى يك امر عينى باشد
و ديگر در مثال مناقشه نكنيم و سفيدى و حرارت و اين گونه امور را امور عينى بدانيم ) . پس باز مسأله
برمى گردد به تشكيك حقيقى در وجود سفيدى
ما آن جسمى را مى گوئيم سفيدتر است كه سفيدى اش بيشتر است
يعنى سفيدى از نظر وجودش شديدتر است .
( غ ) : ولى از نظر مفهومى ما مفهوم كلى را از اشياء انتزاع مى كنيم .
استاد : مى دانم كه از اشياء انتزاع مى كنيم .
( غ ) : بنابراين اگر اشياء متساويند نسبتشان با اين مفهوم هم متساوى است و ديگر تشكيك در نسبت معنى
ندارد . پس كلى عرضى هم مثل كلى ذاتى مشكك نخواهد بود .
استاد : اين را مى دانم . نسبتها متساوى است . ما مى گوئيم حرفمان اين است كه نسبتها متساوى است ولى
منتسب اليه ها خودشان متساوى نيستند .
( غ ) : بله
در واقعيتش با هم مساوى نيستند .
استاد : بله
در وجودشان با هم مساوى نيستند . علت تشكيك
متساوى نبودن منتسب اليه ها است نه اختلاف
خود نسبت . نسبت چه نقشى دارد ؟ ! نسبت يك امر اعتبارى انتزاعى است .
--------------------
232
( غ ) : پس در واقع مى شود به تعبير ديگرى بگوئيم : كلى مشكك نداريم ولى واقعيتها تشكيك پذيرند .
استاد : مى دانم
يعنى ريشه كلى مشكك تشكيك در يك واقعيت است
منتها اينها را كسى به اين دقت حساب
نكرده است . بايد رفت و حساب كرد
ولى كلى مطلب همين است كه عرض كردم .
--------------------
233
سبق و لحوق يا تقدم و تأخر ( 3 )
تعيين ملاك در هر يك از اقسام تقدم
بعد از آنكه ما بحث (( ما فيه التقدم )) را يعنى بحث ملاك را بطور كلى كرديم اين مطلب باقى ماند كه اين
كلى را در مورد اين اقسام سبق كه ذكر كرديم پياده كنيم . عرض كرديم كه پياده كردن اين ملاك كلى در بعضى
از موارد مثل سبق بالرتبه ( نظير سبق هاى مكانى كه يكى از مصاديق سبق بالرتبه است ) نسبتا ساده و روشن
است و در مورد برخى ديگر از اقسام سبق مثل سبق زمانى تا اندازه اى مشكل است . اكنون به پياده كردن اين
ملاك كلى در مورد هر يك از اقسام سبق مى پردازيم :
سبق بالرتبه
از جمله مواردى كه پياده كردن اين ملاك در آنجا نسبتا روشن است سبق بالرتبه است
براى اينكه گفتيم در
سبق بالرتبه در واقع مسأله به اين نحو است كه دو شى ء يك نسبت مشترك با شى ء سوم دارند و از اين نسبت

/ 1039