شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

حساب كنيم و بگوئيم بطور متساوى پنجاه درصد احتمال دارد اين طرف سكه بيايد و پنجاه درصد احتمال دارد
آن طرف سكه بيايد .
اين احتمال كه در اينجا مطرح مى كنيم براى اين است كه در نظر گرفتن مجموع علل در اينجا براى ما امكان
پذير نيست . وقتى كه ما با يك انگشت خودمان يك سكه اى را اين طور پرتاب مى كنيم اين همين طور پشت سر
يكديگر حركت مى كند و در هوا چرخ مى خورد و دو چرخ مى خورد تا اينكه بعد از يك مدت زمان معين مى رسد به
زمين
آن وقت قهرا از يك طرف معينش مى آيد به زمين . در اينجا مجموع عللى كه احاطه كرده است بر اين شى ء
كه به واسطه آن علل اين دور خودش چرخ مى خورد و چرخ مى خورد تا اينكه پس از يك مدت
--------------------
240
كه وجودش به حد ضرورت رسيده است يعنى حادث است
قهرا علت دارد . علتش هم اگر وجوب نداشته باشد ( حالا
خواه وجوبش وجوب بالذات باشد و خواه وجوبش مثل وجوب اين معلول وجوب بالغير باشد ) و وجودش به حد وجوب
و ضرورت نرسيده باشد محال است كه باز او وجود پيدا بكند .
زمان معين يا از طرف تيغه و يا از يك طرف ديگر مى آيد به زمين
اين براى ما قابل محاسبه نيست . چون
قابل محاسبه نيست لذا دست به دامن احتمال مى زنيم .
والا اگر يك ذهنى باشد و يك قدرتى باشد كه بتواند احاطه بكند بر مجموع عللى كه بر اين سكه مثلا احاطه
دارد كه اين سكه در چه حالى و چه موقعيتى است
آن نيرو و ضربه اى كه بر او وارد مى شود در چه جهت است
و
اين ضربه در هر جهت كه وارد مى شود چه حركتى ايجاد مى كند و اين عوامل جوى كه در اينجا هست چه اثرهائى
دارد
اگر همه اينها را بتواند محاسبه كند و در نظر بگيرد آن وقت به طور جبر و ضرورت كه محال است
خلافش باشد مى تواند بگويد كه اين سكه اين طرف خاصش به زمين مى آيد . و اصلا در عالم اگر ما برسيم به
جائى كه بتوانيم همه علل و عوامل مؤثر بر يك شى ء را در نظر بگيريم و تحت محاسبه در بياوريم آن وقت مى
توانيم وضعيت آينده آن شى ء را به طور قطع و ضرورى پيش بينى نمائيم .
بشر امروزه در داخل ذرات اتمى رسيده است به جائى كه ديگر سر رشته حساب از دستش خارج است . يعنى الان
بشر با حسابهاى علمى يعنى با درك جريان واقعيت نمى تواند حساب بكند كه فعل و انفعالهائى كه در درون
اين ذرات واقع مى شود روى چه جريان على و معلولى است . ناچار است در آنجا بگويد كه قانون عليت در آنجا
جارى نيست و ما فقط با حساب احتمالات قضيه را حل مى كنيم . از نظر فلسفه اين حرف نامربوط است . مگر مى
شود چنين چيزى
كه قانون عليت در آنجا جارى نباشد ! ؟ مگر مى شود كه در عالم حدوث داشته باشيم
حادث
داشته باشيم و قانون عليت در كار نباشد ؟ ! آن ذرات اتمى در متن واقع از قانون عليت پيروى مى كنند ولى
هنوز براى بشر زود است كه بر جريان على و معلولى اى كه در آنجا حاكم است احاطه داشته باشد .
--------------------
241
پس ما دو وجوب داريم : وجوب علت و وجوب معلول . ميان اين دو وجوب و دو ضرورت از آن كه جهت كه ضرورت است
يك رابطه برقرار است و آن رابطه تقدم و تأخر است . ميان اين دو ضرورت يك نوع تقدم و تأخرى هست .
يعنى اگر ما يك علت مى داشتيم و دو معلول كه وقتى اين علت پيدا مى شد اين دو معلول در آن واحد هر دو
پيدا مى شدند در اينجا اين دو تا معلول دو تا ضرورت داشتند همدوش و هماهنگ با يكديگر

/ 1039