شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بعديت ذاتى وجود ندارد . اگر قبليت و بعديت باشد قراردادى و مقايسه اى است . مثلا نمى توانيم بگوئيم
اينجا قبل از
قبلها و ذات بعدها
يعنى اشيائى كه متصف به صفت (( قبل )) مى شوند يا متصف به صفت (( بعد )) مى شوند را مى
بينيم
آن وقت خيال مى كنيم قبليتشان را هم داريم مى بينيم
بعديتشان را هم داريم مى بينيم .
( مج ) : يعنى همان اشتباهى كه هيوم كرده است .
استاد : حالا البته هيوم اشتباه نكرده است
بعد از هيوم اشتباه كرده اند
والا خود هيوم اغلب اينها
را خودش متوجه شده است كه محسوس نيست و لهذا گفته است كه بايد اينها را دور بيندازيم . منتها بعد كه
دور انداخته است ديده است كه اساسا علمى ندارد
ديگر علم برايش باقى نماند . يعنى با اين ماده هاى خام
محسوسات هيچ چيزى را نمى شود درست كرد . اگر ما باشيم و همين ماده هاى خام حسى همانگونه كه حيوان فاقد
علم است انسان هم فاقد علم خواهد بود .
( غ ) : پس بالاخره ما از كجا زمان را مى فهميم ؟
استاد : خوب
حالا بالاخره هر چه هست وجودش را درك مى كنيم .
( غ ) : خوب
شايد واقعا موهوم باشد .
استاد : حالا ببينيم . حالا عرض مى كنم . حالا اجازه بدهيد .
--------------------
245
آنجا است
و نيز نمى توانيم بگوئيم آنجا قبل از اينجا است . بلى
اگر اينها را با مقايسه با اين شى ء
معين در نظر بگيريم آن وقت مى گوئيم اين قبل از اينجا است و آن بعد از اينجا است . يعنى بعد مكانى ميان
ابعاض و اجزائش هيچ رابطه قبليت و بعديت وجود ندارد
و در بعد زمانى نوعى قبليت و بعديت يا تقدم و
تأخر ميان اجزائش وجود دارد كه به هيچ وجه هم اعتبارى نيست
يعنى در اختيار ما نيست و نمى توانيم آن
را عوض كنيم .
نمى گوئيم كه تا حالا گذشتگان اين طور حساب مى كردند كه مى گفتند مثلا زمان پيغمبر بر زمان ما مقدم
بوده است
اين امر قراردادى است
ما حالا اين را برعكس مى كنيم و مى گوئيم زمان ما مقدم بر زمان
پيغمبر و زمان پيغمبر بعد از زمان ما است . نه
اين قراردادى نيست . اينكه زمان پيغمبر قبل از زمان ما
است و آن زمان وجود پيدا كرد و زمان ما بعد از زمان پيغمبر است و بعد از آن زمان وجود پيدا مى كند اين
يك امر اختيارى و قراردادى نيست كه بگوئيد نه
آنچه را كه تا حالا (( آينده )) مى ناميديم آن را مى

/ 1039