شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ديروز قبل از امروز است به قرارداد ما بستگى ندارد
واقعا اينچنين است . زمان از اين نظر مثل حركت است
يعنى هر دو به يك اصل برمى گردد . اگر يك شيئى هم از يك مبدئى به يك منتهائى حركت مى كند آن وقت اين
مراتب مسافت بعضى از آن بر بعضى ديگر تقدم دارد
يعنى اين مرتبه را طى نكرده است مگر اينكه مرتبه قبل
را طى كرده است و باز آن مرتبه بعد را طى نكرده است مگر اينكه مرتبه قبل از آن را طى كرده است
اين هم
يك واقعيتى است . يعنى اين رابطه خاص كه اين قسمت را قبل از اين قسمت طى كرده است و آن قسمت را قبل از
آن قسمت را قبل از آن قسمت
اين يك رابطه واقعى است كه با قرارداد ما هم اين تغيير نمى كند . حالا اين
چيست ؟ رمز اين مسأله در چيست ؟ ريشه اين
واقع و نفس الامر حساب مى كند نه براى ما . زمان براى ما همين است كه يك صدا كه از اين شى ء بلند مى شود
اگر او ساكن باشد من هم ساكن باشم يك مدت دارد . اگر او متحرك باشد و من ساكن باشم يك حالت ديگر دارد .
اگر او متحرك باشد من هم متحرك باشم و در جهت او حركت بكنم و يك حالت و يك مدت دارد . اگر او متحرك باشد
من هم متحرك باشم و در جهت خلاف او حركت بكنم براى من يك حالت ديگر و يك مدت ديگر را دارد . يعنى مدت
زمانهاى شنيدن بوق براى من فرق مى كند
به همين حسابى كه عرض كردم : اگر ثابت باشد صدايش يك دقيقه
ادامه دارد . اگر حركت بكند و در ظرف يك دقيقه دويست متر حركت بكند و من هم همراهش بروم من در مدت
زمانى بيشتر از يك دقيقه صداى او را مى شنوم . و اگر در جهت مخالفش باشم كمتر از آن مدت يك دقيقه صداى
او را درك مى كنم .
--------------------
248
قضيه چيست ؟
ريشه تقدم و تأخر زمانى چيست ؟
در اينجا حاجى يك حرفى زده است كه اين حرف اصلا توجيه پذير هم نيست . مى گويد كه گذشته و آينده در
انتساب به زمان با يكديگر فرق مى كنند . خوب در انتساب به زمان جزء مقدم چه اولويتى نسبت به جزء مؤخر
دارد ؟ ! اولويتى در اينجا در كار نيست . شارحين و محشين هم توضيح در اين جهت نداده اند و در واقع گويا
در اينجا حرفى نداشته اند كه بگويند .
به نظر مى رسد كه همانطور كه آقاى طباطبائى هم گفته اند مسأله زمان برمى گردد به مسأله قوه و فعل .
يعنى ريشه تقدم و تأخر زمانى رابطه قوه و فعليت است . در مكان هيچ مرتبه اى نسبت به مرتبه ديگر قوه
نيست . يعنى همه اجزاء يك مكان به نسبت واحد فعليت محض هستند نه اينكه اين قسمتش قوه آن قسمت است و آن
قسمت فعليت اين قسمت
يا برعكس . ولى در حركت و زمان خصوصيتى كه وجود دارد اين است كه يك مرتبه بالقوه
مرتبه ديگر است و آن مرتبه ديگر فعليت اين مرتبه است . و اين همان چيزى است كه گاهى وقت ها از آن تعبير
به (( شدن )) مى كنيم . واقعيت حركت واقعيت شدن است . هر مرتبه اى امكان شدن مرتبه بعد است و هر مرتبه بعد
شدن و فعليت يافتن امكان مرتبه قبل است .
آن مرتبه اى از زمان كه بيشتر حامل فعليت است مقدم است
در قوه و فعل آن چيزى كه قوه است حامل فعليت بعدى است و حامل فعليت بعد از بعدى هم هست منتها قوه دور
آن را دارد . و حامل فعليت بعد از بعد از بعدى هم هست . بنابراين از يك طرف زمان هر چه به طرف آغاز زمان
برويم
--------------------
249

/ 1039