شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

( ح ) : بنده منظورم اين است كه وقتى ما مى گوئيم الف ب بشود در واقع (( شدن )) را جزء لازم اين تعريف قوه و
فعل آورده ايم . آن وقت در همين (( شدن )) آيا زمان تحليلى نيست ؟
استاد : نه
نيست . گاهى وقت ها نظير اين حالت در تعاريف مى آيد و اين موضوع را مى گويند كه فلان كلمه
را ما اگر بشكافيم آخرش خود آن (( معرف )) از آن به دست مى آيد .
جواب مى دهند كه واقعا اين طور نيست . اينچنين نيست كه مثلا (( شدن )) را وقتى بخواهيم تصور بكنيم لازم
باشد كه اول زمان را به تفصيل تصور بكنيم . گو اينكه مفهوم زمان از او جدا شدنى نيست ولى لزومى ندارد
كه ما زمان را
--------------------
251
تصور بكنيم تا بعد (( شدن )) را بتوانيم تصور بكنيم . اگر فرض كنيد زمانى هم در كار نباشد ( گو اينكه
محال است نباشد ) باز (( شدن )) قابل تصور است . بنابراين در خود (( شدن )) حتى زمان هم نيست
ممكن است در ((
آن )) هم قضيه صورت بگيرد و انجام بشود . مثلا در انقلابهاى دفعى اينچنين است
يعنى تصورش هست . تصورش
ممكن است كه يك شى ء آنا شى ء ديگر بشود . زمانى هم در كار نيست . يعنى در (( آن )) اين شى ء آن شى ء ديگر مى
شود نه در زمان . البته اين (( شدن )) به اصطلاح معمولى امروز ما است كه وجود تدريجى را ما (( شدن )) مى
ناميم .
( غ ) : در واقع آن حركت است .
استاد : بله
همان حركت است ديگر . والا در آن (( شدن )) به آن معنائى كه در تعريف قوه و فعليت عرض مى كنيم
هيچ ضرورتى ندارد كه ما زمان و تدريج را در نظر بگيريم و لهذا ارسطو در باب قوه و فعل تقسيم مى كرد و
مى گفت قوه و فعل بر دو قسم است : قوه و فعل دفعى
قوه و فعل تدريجى . قوه و فعل دفعى آنجائى است كه
تبديل قوه به فعليت زمان نمى خواهد ( كه او آن را كون و فساد مى ناميد ) و قوه و فعل تدريجى آنجا است كه
زمان مى خواهد .
( ح ) : آيا همين حكماى ما از قبيل ملاصدرا به قوه و فعل دفعى قائل هستند ؟
استاد : نه
قبول ندارند اين را . قبول ندارند نه از باب اينكه اصلا در مفهوم تبديل قوه به فعليت مفهوم
زمان خوابيده است
بلكه چون به دليل ديگر محال است آن را قبول ندارند
نه اينكه در خود مفهوم قوه و
فعل اين معنا گرفته شده باشد .
( ح ) : يعنى مى فرمائيد چون تصورش ممكن بود او آمد اين تقسيم را كرد .
استاد : بله
بله . همين جهت مورد نظر بوده است .
( ح ) : شما اين بحث قوه و فعل را كه مجددا در باب (( قوه و فعل )) مطرح خواهيد كرد .
استاد : نه . اينجا ديگر بحث نمى كنيم . چون حاجى در اينجا راجع به آن بحث نكرده است . بحث حركت و ساير
بحث هائى را كه ديگران در باب قوه و فعل كرده اند حاجى بحث حركت را در (( طبيعيات )) مطرح كرده است و در
اينجا فقط چهار تا اصطلاح گفته است و از آن رد شده است .
--------------------
252

/ 1039