شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اين تقدم و تأخر يك چيزى است كه قطع نظر از ادراك ما وجود دارد . يعنى چنين رابطه اى ميان اشياء
قطع نظر از ما وجود دارد . يعنى اگر ما هم در عالم نمى بوديم و اگر انسانى هم در عالم نمى بود باز فلان
حادثه اى كه در عالم واقع شد ( مثلا فرض كنيد جدا شدن زمين از خورشيد ) بر فلان حادثه ديگر ( مثلا
پيدايش آب بر روى زمين ) مقدم بود . انسان هم اگر نمى بود باز جدا شدن زمين از خورشيد بر پيدايش آب بر
روى زمين تقدم داشت . يعنى يك رابطه اينچنينى ميان اين دو تا هست . آن در يك زمان واقع شده است و اين در
يك زمان ديگر واقع شده است كه ما تازه داريم محاسبه مى كنيم كه هر يك در چند ميليون سال پيش اتفاق
افتاده اند . پس بنابراين زمانى وجود دارد كه وقتى ما روى اين قطعه زمان حساب مى كنيم مى بينيم كه جدا
شدن زمين از خورشيد در يك نقطه قرار گرفته است و پيدايش آب در يك نقطه ديگرى از اين امر ممتد قرار
گرفته است و آن نقطه يك رابطه خاصى با اين نقطه دارد كه رابطه تقدم است . اين ديگر به اختيار ما هم
نيست . يعنى به فرض ما نيست
به قرارداد ما نيست .
--------------------
254
( ابو ) : پس اين مسأله اى كه مى گوئيم نسبت به ذات بارى تقدم و تأخر وجود ندارد چگونه حل مى شود ؟
استاد : ما مى گوئيم نسبت به ذات بارى تقدم و تأخر وجود ندارد . نسبت به او وجود ندارد
نه اينكه در بين
خود اشياء هم در رابطه شان با يكديگر چنين نسبتى وجود ندارد . يعنى خداوند تقدم دارد بر همه اجزاء
زمان . زمان در مرتبه فعل او قرار گرفته است
ولى زمان كه در مرتبه فعل او قرار گرفته است خود اين فعل
يك واقعيتى است كه داراى مراتب است و بعضى مراتبش بر بعضى مراتب ديگر تقدم دارد . ما كه نمى خواهيم
بگوييم يك مرتبه اى از زمان بر خدا تقدم دارد يا خدا بر يك مرتبه اى از زمان تقدم دارد به آن نوع تقدمى
كه يك مرتبه زمان بر مرتبه ديگرش دارد . زمان ( از اولش تا آخرش ) و زمانيات
همه اينها در مرتبه فعل حق
هستند و اين چيزى كه در مرتبه فعل حق هست خودش در ذات خودش يك موجود كشش دار اينچنينى است . علاوه بر
اينكه كشش دار است ميان مراتبش هم يك چنين رابطه اى هست . پس اين مطلب اشكالى به جائى وارد نمى آورد .
--------------------
255
فريده چهارم قوه و فعل
الفريده الرابعه : فى الفعل و القوه ( 1 )
غرر : فى أقسامها
على صنوف قوه قد وردت
منها الذى مقابل الفعل ثبت
قوه به معانى گوناگون آمده است . يكى از آن معانى
قوه در مقابل فعل است .
كذا الذى يقابل الضعف و ما
يكون مبدا التغير اعلما
همچنين آنچه را كه در مقابل سستى است
و نيز آنچه را كه مبدأ تغير مى باشد [ قوه] بدان .
و قوه اما بدت منفعله
لشى ء او اشيا و اما فاعله
و قوه يا به صورت انفعالى آشكار مى شود براى شيئى يا اشيائى
و يا جنبه فاعلى دارد .

/ 1039