شرح مبسوط منظومه نسخه متنی

This is a Digital Library

With over 100,000 free electronic resource in Persian, Arabic and English

شرح مبسوط منظومه - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

پس يك وقت مى آئيم سؤال از (( چگونگى )) مى كنيم . يك وقت هم سؤال از (( چقدرى )) و (( چه اندازه اى )) مى كنيم .
يكى مى گويد من پول دارم مى گوئيم چقدر پول دارى ؟ يا فلان كس قدش بلند است . چقدر بلند است ؟ در اين
صورت سؤال از (( كميت )) است .
سؤال از اينكه (( چه وقتى )) كى اى
كى فلان حادثه واقع شده
مثلا فلان كس متولد شده است
مى پرسيم كى ؟
فلانى مرد . كى ؟ فلان جنگ واقع شد . كى ؟ من آمدم . كى ؟ پس اين هم سؤال ديگرى است كه رابطه اين حادثه را
با زمان بيان مى كند .
(( كجائى )) باز يك سؤال ديگرى است . اين هم سؤالى است كه براى ذهن
1 - ( غ ) : آيا سؤال ها در مورد شى ء واحد است .
استاد : يعنى يك شى ء واحد .
( غ ) : از جنبه واحد .
استاد : البته از جنبه واحد واحد كه نمى شود . عرض كرديم كه اين علامت جنبه هاى متعدد است . گفتيم لغات
متعدد علامت سؤالات متعدد
سؤالها علامت مجهولات متعدد
و آنها علامت معلومات متعدد
و آنها علامت
جنبه هاى متعدد اشياء هستند .
--------------------
270
مطرح است . مربوط به رابطه شى ء با مكان .
(( كدامى )) هم سؤال ديگر است . گاهى وقت ها يك شى ء مردد مى شود ميان دو شى ء . فرض كنيد شما وقتى كه مى
گوئيد : پسر آقاى زيد را ديدم
و چون زيد چند تا پسر دارد . با اين جمله مى خواهيم بگوئيم يكى از
پسرهايش را ديدم . آنگاه سؤال مى كنيم : كداميك را ديدى ؟ پس اين هم يك سؤال ديگرى است .
اينها سؤالاتى است كه براى ذهن مطرح است و علامت جنبه هاى گوناگونى است كه در اشياء ( در نهايت درجه )
ذهن تشخيص مى دهد . البته اين به معنى اين نيست كه در هر موجودى لزوما همه اين جنبه ها بايد وجود داشته
باشد . مقصود اينست كه در مجموع براى ذهن اين مجموعه از سؤالات هست . ممكن است در بعضى موجودات چند تا
از اين سؤالات به يك سؤال برگردد .
مثلا چيستى يك موجودى با هستى آن يكى باشد
در يك موجودى ممكن است چيستى و هستى و چرائى آن يكى باشد .
اين خودش يك مسئله اى است كه آيا ممكن است يك موجودى چيستى اش عين هستى اش باشد ؟ و هستى اش عين چيستى
اش باشد ؟ چرائى آن عين هستى آن باشد ؟ چرائى آن در خودش باشد نه در بيرون خودش ؟ ( اينها فعلا براى ما
مطرح نيست ) اجمالا مى خواهيم بگوئيم كه اين همه سؤال براى انسان مطرح مى شود كما اينكه باز اين
سؤالاتى كه هست ( اين چند گانگى در سؤالات نشانه چند گانگى در اشياء است يعنى تا ذهن در شى ء جنبه هاى
مختلف تشخيص ندهد كه سؤالات به صور مختلف مطرح نمى شود ) گاهى در عالم عين هم اينها با يكديگر اختلاف
دارند گاهى نه
بلكه در عالم ذهن اختلاف دارند
يعنى ذهن وقتى اينها را در خودش تحليل مى كند[ به اين
جنبه هاى مختلف مى رسد] . چون مسئله تحليل ذهنى غير از تحليل عينى است .
اشياء دو گونه تحليل مى شوند : يك تحليل عينى[ كه همان تجزيه است]

/ 1039