بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
و جهت طبيعى بر نگردانيده باشد بارى دچار نوسان و سرگشتگى است يعنى انحراف از جهت درست و صراط مستقيم سرشت انسانى از جهت خدا افتومنون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض ؟ فما جزاء من يفعل ذلك منكم الا خزى فى الحياه الدنيا و يوم القيمه يردون الى اشد العذاب آيا به بخشى از كتاب ( مجموعه شناخت ها و مقررات دين ) مى گرويد و به بخشى ديگر كفر مى آوريد سزاى آنانكه چنين شيوه اى را مى گزينند چيزى جز خوارى و زبونى در دنيا نيست و روز رستاخيز به سهمگين ترين عقوبت ها باز گردانيده ميشوند ( البقره 85 ) به معناى هماهنگى و همگامى انسان با جهان پيرامونش نيز هست : پهنه ى تا بيكران گسترده ى گيتى ميدان فعل و انفعال قوانين بيشمار آفرينش است و كوچكترين پديده ى گيتى از شعاع عمل اين قوانين بيرون نيست با همنوازى و التقاء سنت ها و قوانين آفرينش است كه آهنگ موزون هستى شكل ميگيرد و نظم دلنشين جهان پديد مى آيد انسان نيز جزئى از اين مجموعه است و محكوم قوانين عام آن و نيز قوانينى ويژه و با اين حال متناسب و همساز با قوانين پديده هاى ديگر اما انسان بر خلاف ديگر خويشاوندانش كه رام و دست بسته در گذرگاه طبيعى و فطرى خويش براهند از نيروى انتخاب و اراده برخوردار است : راه فطرى و طبيعى را بايد به انتخاب بپيمايد كه همين راز تعالى و ترقى اوست اين بدان معنى است كه ميتواند نيز از اين روند طبيعى تخلف ورزد فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر هر كه خواهد گو ايمان آور و هر كه خواهد گو كفر ورزا ( كهف 29 ) توحيد انسان را به پيمودن راه طبيعى و فطرى اش كه در آن با همه ى جهان همگام است فرا مى خواند انسان را كه خود عضو اصلى جهان است در عمل و تلاش بدان پيوند مى زند و در پهنه ى وجود وحدت و يكسانى مطلق پديد مى آورد