بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
زمين ( خدا و در برابر خلق خدا و پيام خدا ) بزرگى ورزيدند ( عنكبوت 39 ) فرعون را ميشناسيم هامان مشاور مخصوص و شخص اول تشكيلات سياسى مصر پس از خود فرعون است " ملا فرعون " سران و بزرگان همين تشكيلات اند كه در جهتگيرى هاى نظام فرعونى صاحب راى و راهنما و كمك كار اويند ( رجوع شود به آيه 126 الاعراف و بسى آيات ديگر ) و بالاخره قارون همان زراندوز مالدوست و گنجينه دارى است كه " كليدهاى خزائن زر و سيمش مردان نيرومند را بزانو در مى آورد " در پرتو چهره نگارى دهها آيه قرآن مستكبر را تقريبا بدينصورت ميتوانيم شناخت : جناح مسلط در جامعه اى جاهلى كه بدون هيچ استحقاق قدرت سياسى و قدرت اقتصادى را در دست ميگيرد و براى تداوم دادن به اين بهره كشى و سلطه ء ستمگرانه فرهنگ و عقيده ء حاكم بر ذهن ها را نيز قبضه مى كند و با شيوه هاى گوناگون در مردم تفكرى را كه موجب تسليم در برابر او و سازگارى با وضع موجود است پديد مى آورد و بخاطر حفظ اين امتيازات با هر دعوت آگاهى بخش و روشنگر چه رسد به دعوتى انقلابى و دگرگونساز به مبارزه اى خستگى ناپذير كه براى او مبارزه ء مرگ و زندگى است كمر همت مى بندد اكنون دو باره به مطلب اصلى باز ميگرديم : انبياء توحيد را چگونه مطرح ميكردند ؟ چگونگى طرح اين شعار بوسيله ء پيامبران كه در عين حال نمايانگر اصولى ترين پايه هاى مكتب آنان نيز هست به آسانى نشان ميدهد كه : كدام بدنه ء توحيد از نظر مستكبر غير قابل تحمل است ؟ و ثانيا اين تحمل ناپذيرى از چه روست ؟ و چرا اين جناح نمى تواند توحيد را هنگامى كه با اين مفهوم مطرح ميگردد تحمل كند ؟